همیشه با خودم فکر می کردم این تجزیه عبارت ها (اعم از فاکتورگیری یا تجزیه به عوامل و ...) چه فایده ای می تونه داشته باشه و غیر از بالا بردن قابلیت ابتکار و افزایش قدرت خلاقیت آیا کاربرد دیگری هم می تواند داشته باشد...؟
تا دیروز....
موقع رانندگی بودم که مادرم باهام تماس گرفتند و گفتند: موقع برگشتن به خانه یکسری خرید هم انجام بده.
پرسیدم چی بخرم؟
گفتند: موز و خیار و گوجه سبز و گوجه فرنگی...
من هم موقع رانندگی امکان یادداشت برداری برایم میسر نبود. اما عجیب آنکه همانطور که مادرم می گفتند یک رابطه بین هر مورد با مورد بعدی در ذهنم پیدا می شد و همه را حفظ می کردم!
بعد که خریدم رو انجام دادم و رسیدم خونه (بر طبق علاقه شخصی و درگیری های کار جدیدی که در حوزه فراشناخت پیدا کردم) فکرم رو این نکته متمرکز شد که در ذهن من چه اتفاقی افتاد که تونستم بین این موارد یه رابطه پیدا کنم؟
کمی بیشتر که فکر کردم دیدم من در واقع از خاصیت «فاکتور گیری» استفاده کرده ام. یعنی در ذهن از عامل مشترک بین هر مورد با مورد بعدی گرفته و فقط به آن عوامل مشترک توجهم را معطوف کرده ام.
موز و خیار (عامل مشترک: شکل فیزیکی)
خیار و گوجه سبز (عامل مشترک: رنگ سبز)
گوجه سبز و گوجه فرنگی (عامل مشترک: کلمه گوجه)
به این ترتیب فقط با حفظ کردن «موز» توانستم بقیه موارد را بیابم....
=====================================
فکر می کنم اگر ما کمی تفکر فراشناختی داشته باشیم (یعنی تفکر درباره تفکر) آنگاه روابط ریاضی زیادی را خواهیم دید که بر نحوه فکر کردن ما تاثیر گذارده اند...
من که اینگونه فکر می کنم....!
...

