تبليغاتX
ریاضیات زیباست2
به وبلاگ گروهی معلمان ریاضی راهنمایی کشور خوش آمدید
حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند

سلام

نه اینکه بعد از مدت ها بخوام اینجا رو از خاک گرفتگی در بیارم هااااا....

نه.

اما حال و هوای اینجا رو دوست دارم. چون ناشناخته تر می نویسم.

فعلا هم که در سایت رسمی خودم مشغول نوشتنم به آدرس:

www.MafshinM.com

همه چی اینجا پیدا میشه... (به سبک این وبلاگ های تبلیغاتی!!) اعم از روزمه کاری و شخصی خودم تا برنامه های قابل دانلود برای آموزش ریاضی و ۳ تا وبلاگ اصلی ام (که غیر از این وبلاگ بودند)

اومدی یا نه؟

...

+ میلاد - شنبه یازدهم آبان 1387 - ساعت 11:29 بعد از ظهر


تمیز کردن جامد/مایع/گاز !!!!

آدم گاهی در زندگی اش مجبور میشه قطعیت ریاضیات رو کنار بذاره و به تقریب و مسامحه (بخون ماستمالی) رو بیاره...!!!

مثلا من موقع تمیز کردن وسایل شخصی ام خیلی دقت دارم که آن وسیله تا حد نهایت خودش تمیز بشه. اما دو سه روز پیش که داشتم گاز رو تمیز می کردم فهمیدم که وقتی غذا روی گاز سر بره دیگر نمیشه گاز رو مثل روز اولش تمیز کرد.....!

(وقتی خانمم بهم گفت: میشه گاز رو با یه دستمال تمیز کنی؟ زیر لب گفتم: عجب حرفی!! با دستمال فقط میشه جامد رو تمیز کرد. حتی مایع رو هم نمیشه، چه برسه به گاز!!!)

فرض کنید یک تکه شی نسبتا سبک در یک پارچ آب رها می کنید. بر اثر نیروی وزنش و سرعت اولیه ای که از سقوط گرفته می تواند مقداری در آب فرو برود. سپس بر اثر اصطکاک بین مولکول های آب و آن شی بالاخره یه جایی می ایسته و آروم آروم و تلو تلو خوران داخل پارچ معلق می زنه و راهی سطح آب میشه-بر اثر نیروی ارشمیدسی.

حالا فرض کنید وقتی رسید به سطح آب، شما یک عدد پارچه را آروم به اون نزدیک می کنید تا بر اثر چسبندگی ایجاد شده بین پارچه و آن شی -چسبندگی ناشی از آب- شی مزبور به پارچه چسبیده و از آب جدا شود....

سوال: آیا در تعریف «تمیز کردن آب با کمک پارچه» به اینصورت، اشکالات عمده ای وجود دارد؟ آیا مشابها میشه «تمیز کردن گاز» را هم تعریف کرد؟

جالب اینجاست که ۲ روز بعد تو یه درمانگاه یه وسیله دیدم به نام Air Purifier که کار تصفیه و تمیز کردن هوا رو انجام می داد...........................!!!!!!!!!

...

+ میلاد - شنبه بیست و هفتم مرداد 1386 - ساعت 12:33 بعد از ظهر


فاکتور گیری!

همیشه با خودم فکر می کردم این تجزیه عبارت ها (اعم از فاکتورگیری یا تجزیه به عوامل و ...) چه فایده ای می تونه داشته باشه و غیر از بالا بردن قابلیت ابتکار و افزایش قدرت خلاقیت آیا کاربرد دیگری هم می تواند داشته باشد...؟

تا دیروز....

موقع رانندگی بودم که مادرم باهام تماس گرفتند و گفتند: موقع برگشتن به خانه یکسری خرید هم انجام بده.

پرسیدم چی بخرم؟

گفتند: موز و خیار و گوجه سبز و گوجه فرنگی...

من هم موقع رانندگی امکان یادداشت برداری برایم میسر نبود. اما عجیب آنکه همانطور که مادرم می گفتند یک رابطه بین هر مورد با مورد بعدی در ذهنم پیدا می شد و همه را حفظ می کردم!

بعد که خریدم رو انجام دادم و رسیدم خونه (بر طبق علاقه شخصی و درگیری های کار جدیدی که در حوزه فراشناخت پیدا کردم) فکرم رو این نکته متمرکز شد که در ذهن من چه اتفاقی افتاد که تونستم بین این موارد یه رابطه پیدا کنم؟

کمی بیشتر که فکر کردم دیدم من در واقع از خاصیت «فاکتور گیری» استفاده کرده ام. یعنی در ذهن از عامل مشترک بین هر مورد با مورد بعدی گرفته و فقط به آن عوامل مشترک توجهم را معطوف کرده ام.

موز و خیار (عامل مشترک: شکل فیزیکی)
خیار و گوجه سبز (عامل مشترک: رنگ سبز)
گوجه سبز و گوجه فرنگی (عامل مشترک: کلمه گوجه)

به این ترتیب فقط با حفظ کردن «موز» توانستم بقیه موارد را بیابم....

=====================================

فکر می کنم اگر ما کمی تفکر فراشناختی داشته باشیم (یعنی تفکر درباره تفکر) آنگاه روابط ریاضی زیادی را خواهیم دید که بر نحوه فکر کردن ما تاثیر گذارده اند...

من که اینگونه فکر می کنم....!

...

+ میلاد - شنبه بیست و ششم خرداد 1386 - ساعت 11:9 بعد از ظهر


فرمول اعداد اول!!!!!!!!

هرچه سریعتر به لینک زیر مراجعه کنید !!!

 

http://www.primenumbersformula.com

...

+ میلاد - سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 - ساعت 4:46 بعد از ظهر


یادداشت قبلی رو دریابید

یادداشت قبلی رو دریابید !!!!

||
||
||
||
||
||
||
||
/   \
/\

...

+ میلاد - جمعه سی و یکم فروردین 1386 - ساعت 10:52 قبل از ظهر


میدان های شهر کرمان و بهینه سازی

جای شما خالی ایام نوروز را سفری به شهر کرمان داشتیم و در یک فرصت مناسب از پارک ریاضیات کرمان و کاوشکده علوم آن بازدید کردم. (بقول خانومم: تو هرجا می ری یه سمینار ریاضی ای، نمایشگاه ریاضی ای، چیزی پیدا می کنی!!)

از این پارک ریاضی و کاوشکده علوم که متاسفانه تهیه عکس و فیلم ممنوع بود. (دلیلش هنوز برام معلوم نیست) و البته من رو به زحمت انداختند و مجبور شدم پنهانی و با سختی بسیار از تمام وسایل و سازه های پارک فیلم برداری و عکسبرداری کنم... 

البته همان شب در یک فرصت مناسب در منزل تمام عکس ها و فیلم ها را پیاده کردم و جزوه ای ۳ صفحه ای راجع به وسایل این پارک همراه با توضیحات جامع مربوطه، نوشتم و نهایتا در تهران یک گزارش کامل از وسایل همراه با عکس و فیلم تهیه کردم و روی سی دی برای خودم رایت کردم و فرستادم به آرشیو ریاضی ام برای روز مبادا !!

 

نکته جالبی که در تعدای از میادین شهر کرمان به چشم می خورد بهینه سازی زیبایی بود که شهرداری کرمان با توجه به حجم کم بار ترافیکی این میادین (و کلا شهر کرمان) آن را اجرا کرده بود.

به عکس زیر دقت کنید:

فرض کنید شما از خیابان A وارد میدان شده اید. اگر قصد ورود به خیابان D را داشته باشید ناگزیر از طی ۹۰ درجه ای میدان هستید (و مسیر کوتاهتری وجود نخواهد داشت). اگر قصد ورود به خیابان C را داشته باشید ناگزیر از طی ۱۸۰ درجه ای میدان هستید (و این پیمایش، مستقل از جهت حرکت در میدان، الزامی است).

اما اگر قصد ورود به خیابان B را داشته باشید، چیزی که در تمام میدان ها شایع است آنست که ناگزیر از طی ۲۷۰ درجه ای میدان می باشید. اما نکته جالب در این است که در میدان مزبور که جهت حرکت در سمت فلش قرمز زنگ است، شهرداری با ایجاد  یک مسیر جداگانه (به رنگ آبی در عکس قابل مشاهده است) امکان حرکت در خلاف جهت میدان را فراهم کرده است تا رانندگان با طی ۹۰ درجه ای میدان وارد خیابان B شوند.

یعنی از چند متر عقب تر در خیابان A به سمت لاین ایجاد شده رفته و وارد خیابان B می شوند...

تنها اشکال این مسیرها در کرمان این بود که علائم کافی وجود نداشت و راننده تازه وارد به این شهر نمی فهمید که چرا یکدفعه در بدو ورود به میدان، خیابان به ۲ و یا ۳ قسمت تقسیم شده است!

ضمناً بدیهی است که این کار در میادین شهرهای کم ترافیک قابل اجراست، نه جایی مانند تهران که در حالت معمولی، یکساعت و نیم طول میکشد تا از شرق تهران به غرب آن بروی....

...

اما جدای این اشکال، از این کار شهرداری کرمان خیلی خوشم آمد.... 
(بالاخره کرمان زادگاه استاد پرویز شهریاری است و باید نمودهایی از ریاضی تو این شهر باشد یا نه؟)

 

...

+ میلاد - پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 - ساعت 2:42 قبل از ظهر


صفر 0000000000000

بر حسب اتفاق، یکی از تبلیغات های این بلاگفا توجهم را جلب کرد: مهندسی معکوس و استفاده از منطق فازی و غیره در تست زنی کنکور .....

وارد سایت شون شدم. عکس پرفسور لطفی را چنان با آب و تاب بر سر در سایت زده اند که آدم فکر میکنه این سایت کنکوری را زبونم لال شخص پرفسور راه اندازی فرموده اند!!!!

گذشته از اراجیف و زخارف متعددی که در این سایت به چشم می خورد، یک سوتی ناجور، حالم را از این سایت ... و سایت بلاگفا (که تبلیغ کننده این بیسوادان قرن است) به هم زد.

اگر قرار بود هرکسی برای خودش در هرجای اعداد بزرگ که دلش خواست علامت جدا کننده بذاره که دیگر این علامت به دردی نمی خورد!!!!

این علامت رو گذاشتن که توان های عدد ۱۰ رو به ترتیب ۳ تایی از هم جدا کنیم...

حالا به بنر تبلیغاتی این سایت ... توجه فرمایید

 

آدم چی بگه؟؟؟

...

+ میلاد - پنجشنبه دوم فروردین 1386 - ساعت 0:50 قبل از ظهر


کاربرد ماتریس در مدرسه فرزانگان شهر لار

آدم تعجب می کنه!!

این همه رابطه ریاضی از در و دیوار داره میریزه بعد طرف اومده می گه: این ریاضی کجا کاربرد دارد ؟؟؟؟

(تعداد نسبتا زیادی از دانش آموزان دبیرستان فرزانگان شهر لار آی.دی. منو تو مسنجر اد کرده بودن و همه شون هم فقط و فقط دنبال یه چیز بودند: کاربرد ماتریس!!)

اگرچه بدلیل نزدیکی ایام امتحانات نتونستم کمک جدی بهشون بکنم و چندتا سایت و لینک فقط بهشون معرفی کردم اما یکی از اون ها دو تا مقاله برام فرستاد که گویا خودش زحمت تایپش رو کشیده بود و به نظر من مطلب جالبی بود.

او کاربرد ماتریس را در LCD ها بررسی کرده بود...

به هر حال...

یادم می یاد یه شب حدود ۱ ساعت و نیم و شاید هم ۲ ساعت با محمد صادق اسماعیلی فر داشتیم تو چت در مورد ماتریس صحبت می کردیم و بحث ما پیرامون این بود که یه ماتریس می تونه به چه صورتهایی دیده شود؟

مثلاً می تواند به عنوان یکسری خطوط در صفحه برای یافتن نقاط تلاقی آنها (در حالت دو متغیره) و یا یکسری صفحه در فضا برای یافتن خط مشترک یا نقطه مشترک آنها و ... (در حالت سه متغیری) در نظر گرفته شود.

همچنین می تواند بصورت یک مجموعه ای از آرایه های مرتب شده در نظر گرفته شود.

و نیز می تواند بصورت ضرایب یک معادله چند مجهولی تعبیر شود و ...............

یادم است کل بحث (که البته به انتها نرسید) را در Desktop کامپیوتر Save کردم برای مطالعه بیشتر...

به هر حال توصیه من به دوستان اینست که اگر دنبال کشف مطلب هستید این هدف را از طریق مباحثه و بحث کردن با دوستانتان دنبال کنید تا علاوه بر تبادل اطلاعات بتوانید به رشد خلاقیت یکدیگر کمک کنید.

جستجو در اینترنت و گوگل هم همیشه بهترین راه نیست! بلکه اگر بخواهم درست تر بگویم شاید آخرین راه باید باشد!...

نه؟

...

+ میلاد - سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385 - ساعت 5:9 بعد از ظهر


در جستجوی یک رابطه ریاضی هنگام خطبه عقد!

من ۲۰ تا امضا تو دفتر محضر کردم و ۱۹ تا امضا هم تو عقد نامه و ۱ امضا سند محضر و ۱ امضا هم فیش بانکی رو......

خانمم ۲۰ تا امضا تو دفتر محضر و ۱۹ تا امضا تو عقد نامه و ۱ امضا هم سند محضر

برای من در کل شد ۴۱ امضا (یه عدد اول!)

برای خانمم در کل شد ۴۰ امضا (عدد مقدس دینی!)

--------------------------

حالا من تو محضر موقع خوندن خطبه دنبال پیدا کردن یه رابطه و خاصیت برای این اعداد بودم... اما اینقدر دور و برمون شلوغ بود که فقط تونستم به این رابطه دم دستی برسم که  ۸۱ = ۴۰ + ۴۱  که یک مربع کامل است!!!!! 

همین !

 

...

+ میلاد - دوشنبه یازدهم دی 1385 - ساعت 6:34 بعد از ظهر


زود زود...

سلام!

اصلاً اینجا نایستید!

زود زود به اینجا بروید --------------------> اینجا

رفتید؟

...

+ میلاد - جمعه هفدهم آذر 1385 - ساعت 6:13 قبل از ظهر


منطق و سرود ملی ژاپن

فکر کنید به شما یک گزاره شرطی می دهند به این صورت:

اگر فلان اتفاق افتاد آنگاه بهمان کار را انجام بده....

خوب طبیعتا تا وقتی که اتفاق اول نیفتد شما سراغ انجام کار بهمان نخواهید رفت!

 

تو منطق ریاضی یک قاعده داریم به اسم انتفای مقدم که به این صورت است:

یه گزاره ناممکن یا غلط را می گوید و بعد می گوید اگر این اتفاق افتاد آنگاه ..... !

خوب معلوم  است که آن رخداد اول هیچگاه بوقوع نمی پیوندد پس معلوم است که نتیجه آن هم هیچگاه عملی نخواهد شد.

 

مثلا: اگر زمین مکعب باشد آنگاه 2 عددی فرد خواهد بود.

یا مثلا: اگر زمین مکعب باشد آنگاه 2 عددی زوج خواهد بود.

 

چون رخداد اول ناممکن است پس علی القاعده دیگر کسی سراغ گزاره دوم و نتیجه آن گزاره اول نخواهد رفت!!

 

 

دیشب که داشتم سرود ملی ژاپن را تو ذهنم مرور می کردم دیدم که اتفاقا این قاعده منطق تو اون به کار فته است. سرود ملی این کشور بصورت زیر است:

دوران سلطنت امپراتور جاودانه باد

تا آن زمان که خرده سنگها به صخره های بزرگ تبدیل شوند

و روی آنها را خزه و گلسنگ بپوشاند

 

به تعبیر ریاضی:

اگر (روزی خرده سنگها جمع شدند و به هم چسبیدند و صخره تشکیل دادند و روی آن صخره را هم خزه و گلسنگ گرفت)

آنگاه (دوران سلطنت امپراتور به پایان برسد)

 

 

خوب پس طبق قاعده انتفای مقدم چون هیچ وقت این واقعه رخ نمی دهد پس هیچ وقت سلطنت امپراتور هم به پایان نرسد...

 

 

(توضیح: واضح است که هدف آنها استفاده از این خاصیت منطقی در سرود ملی بوده است. اگرچه جمله " دوران سلطنت امپراتور جاودانه باد" دعایی است و نه خبری و نمی تواند گزاره منطقی به حساب آید!)

...

+ میلاد - شنبه بیست و هفتم آبان 1385 - ساعت 10:32 قبل از ظهر


Google و ریاضیات...!

از همه چی که بگذریم از گوگل نمیشه گذشت.

احتمالاً تا حالا صد دفعه راجع به گوگل و دلیل نامگذاریش مطلب خواندید!!! که عدد ۱۰ به توان ... را گوگل می نامند و عدد ۱۰ به توان ... را گوگل پلکس!

و شرکت گوگل هم برای این نام خود را گوگل گذاشته تا به معنای جستجوگری در بین ۱۰ به توان ... سایت و صفحه باشد.

اما گذشته از همه اینها همانطور که می دانید گوگل به مناسبت های مختلف آرم خود را تغییر می دهد و لوگویی متناسب با مناسبت آن روز قرار می دهد...

و باز همانطور که می دانید فرکتال یکی از مباحث ریاضی است که به اشکال پدید آمده ناشی از تکرار یک تصویر می پردازد و بقول معروف خود-متشابه ها را بررسی می کند...

و حالا این شما و این گوگل و فرکتال....!

گوگل و فرکتال

آیا اسم این را کاربرد ریاضی در گوگل بگذاریم؟؟؟


آرزوی این ماه:
امیدوارم در سرشماری عمومی که قرارست در آبان ماه اجرا شود با تقریب های عجیب و غریب مسئولان مواجه نشویم!!

...

+ میلاد - یکشنبه هفتم آبان 1385 - ساعت 9:41 قبل از ظهر


وزارت کشور و تقریب ریاضیاتی...!!!!

در روزنامه خواندم که :
بر اساس اعلام مسئولان وزارت کشور، ۴۹۵ نفر نامزد چهارمین دوره انتخابات خبرگان رهبری شدند.
همچنین مسئولان محترم این وزارتخانه افزودند که : این رقم نسبت به دوره گذشته افزایش ۱۰۰درصدی داشته است...
لینک خبر

همانطور که می دانید افزایش ۱۰۰ درصدی یک چیز به معنای ۲ برابر شدن آنست!!! و باز همانطور که می دانید اگر ما یک عدد زوج یا یک عدد فرد را در اختیار داشته باشیم در هر دو حالت با دو برابر کردن آن، یک عدد زوج بدست می آید....

و اکنون مساله این ست: تعداد نامزدهای انتخابات خبرگان را در دوره قبلی بیابید؟!
جواب = ۵/۲۴۷ نفر !!!!

(البته قضیه از دو حالت خارج نیست. یا یک نفر آنقدر صلاحیتش کم بوده که او را ۵/۰ نفر به حساب آورده اند یا یکی بیش از حد دارای صلاحیت بوده و او را ۵/۱ نفر شمرده اند- البته حداقل ۵/۱ نفر!!!)

.............................

این اقدام وزارت کشور یعنی اینکه مجازید در اعداد نسبتاً کوچک هم تقریب هایی با درصد خطای بالا بزنید !!! 
.
.
.
(آقا بی خیال! ما زن و بچه داریم!!!!)

...

+ میلاد - شنبه بیست و دوم مهر 1385 - ساعت 3:47 بعد از ظهر


یک تابع ریاضی برای سحرهای ماه مبارک رمضان+ قرآن و نگاه کاربردی ...

در یادداشت قبلی مطلبی را می خواستم بنویسم که متاسفانه شرایط فراهم نشد و بصورت ناقص درج شد! انشاءالله در اولین فرصت آن را بازنویسی می کنم. ... و اما به بهانه این ایام مبارک...

------------------

شرکت مخابرات ایران سیستم هوشمندی را بر اساس توابع ریاضی تعریف کرده است که با کمک آن، تلفن شما همانند یک ساعت عمل می کند!

کار این سیستم بدینصورت است که پالس های دریافتی از تلفن شما را آنالیز کرده و در حافظه نگه می دارد و طبق اطلاعاتی که شما به آن داده اید، تلفن شما زنگ خواهد زد!

برای کار با این سیستم کافیست گوشی را برداشته و *۵۵* (ستاره - پنج - پنج - ستاره) را شماره گیری کنید.
سپس ساعت مورد نظر خود را بصورت ۲۴ ساعتی وارد کنید. مثلا اگر می خواهید تلفن ساعت ۴ صبح زنگ بزند ۰۴۰۰ را بزنید (که می شود ۰۴:۰۰) یا اگر می خواهید ساعت ۶ و نیم عصر زنگ بزند باید ۱۸۳۰ را وارد کنید (که می شود ۱۸:۳۰)
سپس دکمه مربع # را فشار دهید.

پس کل کاری که برای مثلا ساعت ۴ صبح انجام می دهید شماره گیری بصورت زیر -بدون فاصله- است:

ابتدا   *۵۵*  سپس ۰۴۰۰  و در نهایت #

از این به بعد تلفن شما هر روز ساعت ۴ صبح زنگ خواهد زد.

اگر خواستید از این سیستم خارج شوید کافیست گوشی را برداشته و فقط *۵۵* را شماره گیری کنید...

انشالله با کمک این تابع ریاضی، سحرهای ماه مبارک را به موقع بیدار شوید و خواب نمانید!

------------------

در بعضی از آیات قرآن که نگاه می کنیم (مانند آیه شریفه ۱۸۹ سوره مبارکه بقره) خداوند پاسخ برخی پرسش های مردم را به پیامبر می گوید تا آنها را بیان کنند... اما مثلاً در همین آیه وقتی مردم سوال می کنند از هلال شدنهای ماه، خداوند دلیل علمی و شرح نجومی نمی دهد و بلکه با یک نگاه کاملا کاربردی پاسخ مردم را می دهد و به بیان کاربرد آن در زندگی می پردازد.

یسئلونک عَن ِ الاَهِلّه (و از تو درباره هلال شدن های ماه می پرسند)
قل هی مواقیت للناس و الحج (بگو آن برای گاهشماری و موسم حج است)

همینطور آیات «یسئلونک عن الخمر و المیسر» یا «و یسئلونک عن المحیض» و ...

احساس می کنم اگر ما هم بخواهیم نگاه قرآنی به رشته تحصیلی و کاری خود داشته باشیم باید نگاه کاربردی و عملی خود را تربیت کنیم.

چند وقت پیش حدیثی را از یکی از معصومین خواندم، بدین صورت که:

«علمی که در عمل جلوه کند، برترین نوع دانش است»

اگر معتقدیم که ریاضیات در اندام طبیعت رخنه کرده است پس باید بتوانیم کاربردهای پیدا و پنهان آن را با نگاه تیزبینانه بشناسیم و یا در موارد متعدد برای آن، کاربردی بیابیم.

اما باید حواس خود را به یک نکته نیز جمع کنیم. در یک حدیث -به زیبایی تمام- داریم که: ما افاد العلم ما لا یفهم- دانشی که بدرستی آموخته نشود فایده ای نخواهد داشت و آنکه علمی را درست نیاموخته و فهم نکرده باشد، نمی تواند از آن علم نفعی به مردم برساند... و شاید اینجاست که اهمیت ریاضیات محض و محض خواندن، در کنار ریاضیات کاربردی و نگاه کاربردی، نمایان می شود...

به آموختن و دانستن فلسفه قوانین ریاضی و منطق موجود در آنها بپردازید و به پیش بروید، اما لحظه ای از به کارگیری آن در جامعه و زندگی غافل نباشید...

...

+ میلاد - شنبه هشتم مهر 1385 - ساعت 1:54 بعد از ظهر


ارتباط آرم موسسه سحاب با مساله چهار رنگ در ریاضی...!

چند روز پیش وقتی برای خ

 

 

 

 

 

 

 

 

...

+ میلاد - سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385 - ساعت 2:36 بعد از ظهر


طرح یک مساله در حال شناور بودن در دریاچه رضاییه!!!

همونطور که بر عالم و آدم واضحست من از تهران راهی ارومیه و تبریز و سپس اردبیل و سرعین و بعد آستارا و انزلی شدم و از اینجا هم رشت و زنجان و دوباره تهران رو در پیش رو دارم. (یه گراف همبند!)

تا تو دریاچه رضاییه نری واقعا نمی شه شناور بودن آدم رو روی آب قبول کرد!!!

تو دریاچه رضاییه که بودم یاد اون مساله هالیدی افتادم که آدمی سنگی در چاهی می اندازه و سنگ در کمترین زمان ممکن به ته چاه میرسه. خرسی که اون اطرافه چه رنگیه؟

یا این مساله:

آدمی خانه ای چهار دیواری مربعی شکل می سازد که تمام دیوارهای اطرافش رو به جنوب است. او کجا زندگی می کند؟

که جواب ها قطب شمال و رنگ خرس هم سفید است...

حالا من هم تو دریاچه نمک ارومیه یه مساله تو ذهنم اومد:

آدمی بدون اینکه شنا بلد باشد در فاصله یک کیلومتری ساحل به درون دریاچه می افتد. او هیچ وسیله نجات هم ندارد. اما براحتی خودش را به ساحل می رساند. او کجا قرار دارد؟

پاسخ: د ر ی ا چ ه ا ر و م ی ه (یا همون د ر ی ا چ ه ر ض ا ی ی ه)

...

+ میلاد - شنبه یازدهم شهریور 1385 - ساعت 9:12 بعد از ظهر


برنامه نقاشی ویندوز !

تا حالا با برنامه PAINT تو ویندوز کار کردین؟ همون برنامه ای که مال دوران آماتوری تون بوده و تازه کامپیوتر خریده بودین و می شستین پای کامپیوتر و با اون نقاشی می کشیدین و کلی هم لذت می بردین که با کلیک یک دکمه می تونید تمام نقاشی تون رو رنگ آمیزی کنید و احتیاجی به حرکت خسته کننده مداد رنگی روی کاغذ نیست و تازه آخرش هم سطح مورد نظر بطور یکنواخت رنگ می شد!!

حالا این مقدمه رو واسه چی گفتم؟

تو این برنامه یه ابزار هست برای کشیدن منحنی، که شما اول یه خط راست رو رسم می کنید و بعد می تونید با انتخاب دو نقطه از صفحه، منحنی خودتون رو به سمت اونها متمایل کنید.
اول این عکس رو ببینید و بعد ادامه رو بخونید  (به اسم عکس هم دقت کنید!!)

واسه من خیلی جالب بود وقتی فهمیدم که از نظر ریاضی ثابت می شه که برای رسم هر نوع منحنی با هر نوع خمش (!!) این ابزار بکار رفته در PAINT کفایت می کنه. یعنی طراحان این نرم افزار همینطوری و بیخودی، ابزار منحنی را با دو نقطه تغییر در این نرم افزار قرار نداده اند و پشت این مساله محاسبات ریاضی قرار داشته...

(یادمه یکبار توی مرکز تحقیقات فیزیک نظری و ریاضیات یک سمینار بود در مورد اینکه چگونه عمل تبدیل فرمت های مختلف عکس به یکدیگر انجام میشود. مثلا bmp رو به jpg تبدیل می کنند و عکس در حالتی بهینه از نظر حجمی ذخیره می شود. جالب بود که پشت پرده تمام اینها محاسبات ریاضی و توابعی بود که عمل تبدیل را انجام می دادند. -اگر یه کم بخوام بیشتر بگم: چیزی شبیه مسائل معکوس INVERSE PROBLEMS-

حتی همین دوربین دیجیتال سایبرشات سونی که گرفتم تا اندازه ۳ برابر زوم رو بصورت اپتیکال انجام میده یعنی لنزها رو نسبت به هم عقب و جلو میکنه و تصویر رو کوچک و بزرگ میکنه، اما وقتی می خوام از ۳ برابر تصویر بیشتر زوم کنم، لنزها ثابت می مونه و یک پروسسور Real Image با کمک توابع ریاضی و تجانس عمل زوم رو انجام میده....)

واقعاً که بقول یکی از دوستان:
   در همه جا وجود دارد
       در میان علوم به «ریا» زیست می کند
             و «ریا-زی» (همون ریاضی) نام میگیرد.

...

+ میلاد - پنجشنبه دوم شهریور 1385 - ساعت 11:36 بعد از ظهر


خیانتکاررررررررررررررررررررررر!

...
 ای بلاگفا...............

ای خائن به ریاضی مملکت.....!

تو اگه بلاگفایی، پس چرا نمی ذاری ما بلاگری ِ خودمون رو بکنیم و ارور میدی؟
تازه! چرا از همون اول ارور نمی دی و می ذاری آخرین جمله تایپ شه بعد ارور میدی و صفحه رو می بندی؟ دلت می خواد بیام هکت کنم؟؟ آره؟؟
خیانت در ریاضیات و گسترش ریاضیات امروز از خیانت در علم بدتره!!!!! از خیانت در مملکت بدتره!!!

اگه هم بلاگفا نیستی که پس چرا بساطت رو جمع نمی کنی تا ما لااقل حسابمون رو با تو بدونیم؟

من این درد رو با کی بگم؟ دلم از غصه ترکیـــــــــــــــــــد....!

سینه مارمالاد درد است ای دریغا مرهمی..................
(بشین بچه ایراد نگیر... شعر رو هم درست خوندم)

...

+ میلاد - سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 - ساعت 2:53 قبل از ظهر


کرایه تاکسی تو شهرکرد!!

این هشتمین سمینار آموزش ریاضی ایران که تو شهرکرد بود هم تمام شد و آنطور که در برگه های نظرخواهی دیدم اجرای مقاله و کارگاه بسیار موفق بوده است.

تو این مدت گاهی با عبدالحمید پهلوزاده و صادق اسماعیلی فر می رفتیم بیرون از دانشگاه شهرکرد واسه گردش و خرید و تفریح توی شهر...

اما نکته جالب ریاضیاتی این گردش ها کرایه تاکسی ها بود.

اگر مسیر طولانی بود سه نفری ۳۰۰ تومان می دادیم. (مثلا از میدان دانش -یا همان چهارراه آموزش و پرورش- شهرکرد تا میدان فردوسی و یا ترمینال). (البته یه بار هم که تو تاکسی با راننده سر صحبت رو باز کردیم و رفیق شدیم و کلی حرف و ... طرف کرایه هم ازمون نگرفت!)

اما مسیر نکته دار، دروازه سامان بود تا میدان امام حسین(ع)!!! که وقتی سه نفری سوار می شدیم کرایه می شد ۲۰۰ تومان!!! یعنی کرایه هر نفر می شد:

    ...۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶/۶۶ 

انگار کرایه تاکسی ها تو شهرکرد یه عدد گویا است!!!!

...

+ میلاد - جمعه بیست و هفتم مرداد 1385 - ساعت 3:48 بعد از ظهر


ترتیب اعداد....!

اگه گفتین در کجا و چه هنگام ترتیب اعداد به صورت زیر است؟

۱    -->    ۲    -->     ۳    -->     ۵     -->     ۶     -->     ۴

فکر کنید یه کم!

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

آفرین! در اداره مخابرات و هنگام توزیع سیم کارتهای تهران!

ترتیب سیم کارتها در تهران بصورت ۱  ۲   ۳  ۵  ۶  ۴ است! یعنی الان که دارند آخرین سری رو میدن، تمام پیش شماره ها ۴ است!!!!

شما میدونید که رعایت کردن ترتیب اعداد چه اشکالی داره؟  

این سیستم های مخابراتی هم یه چیزیشون میشه ها....!

...

+ میلاد - جمعه بیستم مرداد 1385 - ساعت 2:35 قبل از ظهر


در سراپای وجودت، هنری نیست که نیست!!!

نمی دونم چرا بعضی از مردم ما از حداقل سواد ریاضی هم برخوردار نیستند.

حالا این مردم وقتی «مردم عوام» باشند، زیاد مساله ای نیست. اما اگر اینها مربی تیم ملی و ... و حتی یکی از مسئولان بلند مرتبه باشند  مساله دیگه به همین سادگی ها نیست!

...

گفته های مربی یکی از تیم های مطرح داخلی رو شنیدم که می گفت:
«بچه های ما الان ۷۰ درصد آمادگی دارند. ۴۰ درصد بقیه رو هم تو این چند ماهی که تا بازی ها مونده تو بازی های تدارکاتی بدست می یارن!!! »

یا گفته های یکی از مسئولین بلند مرتبه که می گفت:
«این دانشگاه تهران که الان می بینید ۳/۱ (یک - سوم) آن چیزیه که ما در نظر داریم. وقتی ۴/۳ (سه - چهارم) بقیه رو احداث کردیم آنوقت بخشی از وعده های دولت خدمتگزار در توسعه دانشگاه ها محقق می شود!!!!!!!»

(از کی تا حالا وقتی ۳/۱ چیزی تموم شده باشه ۴/۳ اش می ماند؟؟ »

یا یکی دیگر از مسئولین فرمودند: «این طرح ... فقط ۱ درجه از آن ۳۶۰ درجه آزادیی است که قرارست در جامعه اجرا شود!!!!!»

(آخه ۳۶۰ درجه که دوباره برمیگرده رو خودش! میشه همون حالت اول آزادی که داده بودید!!!  )

آقا نخواستیم زیبایی های نظریه اعداد و نظریه گراف و ... را بدونید! محاسبات ساده ریاضی رو لااقل یاد بگیرید که وقتی سخنرانی یک مقام بلند مرتبه، بازتاب داخلی و خارجی پیدا کرد، آبروریزی به همراه نداشته باشد!!!!

شما چی میگین؟

...

+ میلاد - جمعه سیزدهم مرداد 1385 - ساعت 0:26 قبل از ظهر


به سبک ایمان ملک!!

بالاخره کامپیوتر ما هم از تعمیرات خارج شد!!!!!! و امکان آپدیت کردن وبلاگ فراهم آمد...!

***

این ایمان ملک هم کار یاد ما داده است!! البته کار که چه عرض کنم! توجه ما رو به تقویم و ساعت و اینجور چیزها جلب کرده.... ما هم گاهی سرکی میزنیم ببینیم رابطه ریاضیاتی تو تقویم و ساعت و این حرفها پیدا می شه! که دیدیم: بله... هفته قبل!

۵ شنبه ، ۵ / ۵ / ۸۵ ، ولادت امام پنجم بود!

از این تقارن های ریاضی در طبیعت زیاد رخ می ده. شاید استفاده و کاربردی کردن این روابط مهم تر از پیدا کردن آنها باشه... اگرچه احتمالاً اینجور مباحث و کاربردهای آن به حوزه نجوم و آسمان شناسی مربوط شود! ولی بنفسه چیز جالبیه!

 

***

(بقول مجری بامزه برنامه انجمن ریاضی ایران در دهه ریاضیات ۲ سال پیش:
در دایره قسمت، مربع زندگی، سه ضلع دارد: روحانی، جسمانی !!!!!!! )

...

+ میلاد - سه شنبه دهم مرداد 1385 - ساعت 2:31 قبل از ظهر


جشن میلاد...!

اِ ا ِ ا ِ ا ِ ا ِ ا ِ....................!!!!!!!!!!

شما چرا اینجایین؟

توی

 "ریاضیات زیباست"

جشن تولد برگزار شده با مسابقه ریاضی و هدایای ریاضی!

سریع برید اونجا...!

من که رفتم، شما نمی یایید؟!  

...

+ میلاد - یکشنبه یازدهم تیر 1385 - ساعت 6:59 قبل از ظهر


تعادل در اجسام...

دیدین ظرف های شسته شده تو جاظرفی، بخاطر خیسی که روشون هست گاهی یه کم لیز می خورند و می یان تا جایی که ثابت وایسن؟

سر سفره نشسته بودیم! داشتیم شام می خوردیم! یه هو یه صدایی از تو آشپزخونه اومد. صدای لیز خوردن یکی از ظرفها روی یه ظرف دیگه از تو جاظرفی...

می خواستم بلند شیم بریم ببینیم چه خبر شده؟ یه موقع یه ظرف تو موقعیت بدی قرار نگرفته باشه و بیفته پایین! که مادرم برگشتند گفتند: "ولش کنین. هرچی بوده دیگه الان به تعادل رسیده!!!!"

ما رو میگی؟ کلی کیف کردیم با این کاربرد فیزیک! لااقل ما رو از بلند شدن از سر سفره راحت کرد...

---------------------------------------------------------------------

پانوشت: اجسام دارای سه جور تعادل هستند.
۱- تعادل بی تفاوت    ۲- تعادل پایدار    ۳- تعادل ناپایدار

۱- تعادل بی تفاوت مانند کره یا توپ، که از هر طرف که قل بدی اگه ثابت وایسه دیگه حالتش بهم نمی خوره. به عبارت دیگه، روی تمام ۳۶۰ درجه اش از هر طرف که در نظر بگیرید دارای تعادل یکسان است. (تا وارد شدن ضربه بعدی)
۲- تعادل پایدار مثل قرار گرفتن یک مکعب روی یکی از وجه ها یا یکی از طرفهاش. مثل حالتی که تاس رو زمین قرار می گیره. تو این حالت تا زمانیکه ضربه بعدی به اندازه کافی قوی نباشه اونو تکون نمیده و اگر تکون بده مثل تعادل بی تفاوت نیست که تو تمام موقعیت ها بتونه ثابت وایسه. بلکه اینقدر جابجا میشه تا دوباره روی یه وجه دیگه اش بیفته.
۳- تعادل ناپایدار هم مثل قرار دادن یک هرم روی نوک تیزش. تا دستتون رو ول کنید حالتش رو از دست میده و به سمت تعادل پایدار میره و میوفته زمین.
وقتی می گویند جسمی در حال تعادل است و نوع تعادل رو ذکر نمی کنند، معمولا "تعادل پایدار" مورد نظر است.
(اگر بخواهید یک کم فیزیکی تر بدونید، وقتی که بردار وزن جسم که از گرانیگاه اون خارج میشه، در دامنه سطح اتکا قرار داشته باشه، جسم تعادل داره. مثلاً هرم رو به این خاطر نمیشه رو نوکش نگه داشت یا نگه داشتنتش سخته که سطح اتکای اون که نوکش باشه خیلی کوچیکه و خیلی سخته اگه بخواهید بردار خارج شده از مرکز ثقلش رو از اون سطح کوچک عبور بدهید.)

اون ظرف توی جاظرفی هم حالت تعادل ناپایدار رو داشت. اما یه کم طول کشید تا به حالت تعادل پایدار رسید...

کاربردهای فیزیک هم قشنگه هاااا.... نه؟
حالا اگه بگین این به ریاضی چه ربطی داشت؟ می گم: بابا دینامیک و سینماتیک و استاتیک و مکانیک، اصل و پایه شون ریاضیه.... شک داشتین؟

 

...

+ میلاد - یکشنبه چهارم تیر 1385 - ساعت 2:31 قبل از ظهر


ظاهراً غیر ریاضی...!

اگه بپرسید که: چرا اینها رو می نویسی؟ .....................من هم میگم: دوست دارم! دلم می خواد!

...

یادمه هیچ وقت بچه شیطون و اذیت کنی نبودم اما از اونجایی که به حس کنجکاوی من خیلی میدان داده میشد معمولاً دسته گلهای درست و حسابی هم به آب می دادم.
پدرم با اینکه وضعیت مالی خانواده ما زمان بچگی من، متوسط رو به پایین بود اما هیچ وقت به یاد نمی آرم که سر کنجکاوی من در مورد یه مساله که معمولاً خرابکاری هم به بار می آورد دعوام کرده باشه یا .... همیشه می گفت: من حاضرم تو این چیزها خرج کنم. بشرطی که تو چیز یاد بگیری...! (شاید این جمله رو بیش از ۵۰ بار از ایشون شنیدم و خوب.... شما جای من بودید چیکار می کردید؟)

خرابکاری ها اول با یه مورد کوچک شروع شد. دیده بودم که راننده ها برف پاک کن ماشین رو بالا می آرند و شیشه رو تمیز می کنند. ما هم یه بار به ماشین یکی از فامیلها گیر دادیم و آن چنان برف پاک کن رو از جاش درآوردیم که به هیچ وجه قابل برگشت نبود...
البته با خرج پدر عزیز مساله رفع و رجوع شد...

حرکت بعدی هم سر درآوردن از دکمه های تلویزیون ۱۲ اینچ سیاه و سفیدی بود که اون موقع تو خونه ها نعمتی بود برای خودش...! دکمه روشن-خاموش کردن این تلویزیون هم جوری از بین رفت که تعمیرکار هم نتونست ازش سر دربیاره و یادمه تلویزیون رو یه سره کرد. یعنی برق رو مستقیم آورد تو مدار و ما تلویزون رو با کشیدن سیمش از پریز خاموش یا روشن میکردیم.

اقدام مهم دیگه ای یادم نیست. بجر یه مورد جدی که خفن ترین حرکتم تو زندگی بود و اون هم سردرآوردن از کار قسمت جایخی یخچال بود که به خالی شدن گاز فرئون یخچال و نهایتاً از بین رفتن کمپرسور و موتور یخچال منجر شد و برای یخچال ۶۰ -۷۰ هزار تومانی اون موقع، ۳۰ هزار تومان خرج کردیم... (البته منهای از بین رفتن مواد غذایی موجود در بخش فریزرش!!!)

(یادمه یه بار به خاله ام گفتم: چرا همه میگن میلاد پسر ...-یه؟ خاله ام هم اومد مثلا طرفداری من رو کنه گفت: نه بیخود میگن. کی میگه؟ میلاد خیلی هم پسر خوبیه...!  
و یک ساعت از این حرفش نگذشته بود که آنچنان خرابکاری در خانه مادربزرگم به بار آوردم که خاله ام یکدفعه برگشت گفت: د.. همین کارها رو میکنی که میگن میلاد.....!!!  

یادمه یه بار داشتم با مادرم سر یه مساله هندسه که پاسکال اثبات کرده بود بحث می کردم. مادرم جذب زیبایی اثباتش شده بودند. اما آخر بحث به عنوان نتیجه گیری برگشتند گفتند: ببین! این پاسکال چون همش سرش به کار خودش بوده این فکرها به ذهنش میرسیده ها... تو هم اگه می خوای... باید یه کم از این برنامه هات کم کنی!!!!   (فکر کنم خیلی بنده خدا رو عاصی کرده بودم اون موقع!)

...

الان هم گاه گداری بدم نمی یاد به یاد اون موقع، کارهایی بکنم. اما نمی دونم چرا اون موقع کنجکاوی بوده و الان شیطنت؟؟؟ یه بار تو مدرسه بچه ها رفتند چیپس موسیر خریدند که بعد از کلاس کانون ریاضی همه با هم بخوریم. (من هم عجیب پایه چیپس موسیری هستم ) من ازشون گرفتم و گفتم می گذارم رو میزم بعد کلاس می خوریم و در حین کلاس که بچه ها مساله حل میکردند چیپس رو باز کردم و جلوی دهن آب افتاده ی بچه ها همشو خوردم! هرچی هم گفتند: آقا پس ما چی؟ گفتم: دهه! مساله ات رو حل کن پسر...!

یا یه بار دیگه بعد از کلاس کانون ریاضی خواستیم با بچه ها تو کلاس نوشابه خانواده بخوریم. از IQ بالای بچه ها، نوشابه رو بدون لیوان یه بار مصرف خریده بودند!!! قرار شد بدون اینکه کسی دهنش به لبه شیشه بخوره، از نوشابه بخوریم. یکی از بچه ها داشت می خورد که یهو دوستش زد زیر نوشابه و در رفت. نوشابه هم یه کمش ریخت رو لباس طرف و رو زمین! من هم تا این صحنه رو دیدم نوشابه رو از دستش گرفتم و دنبال اون یکی کردم... تو راهرو گیرش آوردم و یه نوشابه خانواده رو پاشیدم طرفش! اون هم زرنگی کرد و کشید کنار و ... چشمتون روز بد نبینه!  ........... از دیوار راهرو و درب کلاسها داشت نوشابه می چکید. زمین راهرو هم نوچ شده بود و یه تابلو هم تو راهرو بود که نوشابه از قابش نفوذ کرد تو و تابلوی کاغذی هم چروک شد!!!!........... فوری بچه ها رو صدا زدیم و با خنده و سر و صدا رفتیم تی آوردیم و زمین رو تمیز کردیم و با دستمال نوشابه ها رو تا جایی که می شد از رو دیوار پاک کردیم و بی سر و صدا رفتیم پی کارمون!

فرداش که معلم راهنمای بچه ها رو دیدم صدام زد و کشیدم کنار و زیرگوشم گفت: فلانی! تو هم برای بچه ها بدآموزی داری ها......

........

این شیطنت ها برام خیلی مهمه. نمی گذاره زندگیم حالت یکنواخت بگیره و احساس خوبی بهم میده... اما نمی دونم احساس اطرافیانم هم مثل من هست یا نه......؟     

...

+ میلاد - چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385 - ساعت 2:51 قبل از ظهر


ریاضی و خرید کتاب و ویرایش فایل...!

فکر نمی کردم ریاضی اینجوری هم کاربرد داشته باشه...

اول از همه: یه بحثی تو مهندسی صنایع هست به اسم "تاثیرات شغل بر شاغل" یا "تاثیرات رشته بر دانشجو" ... خوب...! ما هم از این تاثیرات (مثبت و منفی) برکنار نیستیم.

مدتی پیش برای کار آموزش ریاضی و ساخت انیمیشن نیاز داشتم که از همنشینی رنگ ها با هم اطلاعاتی داشته باشم تا در انیمیشن هایی که می سازم رنگهای نامتناسب در کنار هم قرار نگیرند.

وقتی جلوی دانشگاه تهران تو کتابفروشی ها می گشتم، دیدم من که از رنگ آمیزی و رنگ شناسی چیزی نمیدونم و با خودم مشاور هم که نیاوردم !

با ذهنیت ریاضی که داشتم گفتم پس بهتره کتابی رو انتخاب کنم که دارای خواص
1- بهترین طبقه بندی (با دید جبر مجرد)
2- بیان مطالب از ابتدا و پایه گذاری هر فصل براساس مطالب فصل قبل (با دید استقرای ریاضی)
و یکسری خواص دیگر... باشد.

با این مشخصات، کتاب "هنر رنگ" از "یوهانس ایتن" رو خریدم.
بعد که با یکی از شاگردان استاد آیدین آغداشلو، نقاش بزرگ و چیره دست معاصر مشورت می کردم، در نهایت تعجب من برگشت گفت:
"کتاب ایتن الان بهترین کتاب موجوده...!!!"

....

برای مسابقه ای که قراره برای جشن تولد ۴ سالگی وبلاگ ریاضیات زیباست بگیرم احتیاج به استفاده از یک فایل PHP داشتم. من هم تا حالا حتی یک کلمه از این پی اچ پی رو ندیده و نشنیدم!!

مونده بودم چکار کنم. وقتی که مثلا "اتو" یا "سشوار" خراب میشه و آدم با ذهنیت فنی که داره درستش می کنه، گفتم: با این وقت کمی که دارم فایلش رو باز می کنم و بررسی می کنم. اگه تونستم درستش کنم که هیچ اگر نه که بی خیالش می شم.

از فایلش که ۵ صفحه ای می شد پرینت گرفتم و پرینت هاش رو گذاشتم جلوم. با یه کمی بررسی گفتم منطقاً این قسمت باید مربوط به طراحی فرم باشه و این قسمت دیگه مربوط به رسم جدول و این یکی قسمت هم برای ارسال فرم و ...

وقتی تغییرات لازم رو دادم و صفحه رو بازسازی کردم و گذاشتمش رو اینترنت. با اضطراب خاصی امتحانش کردم و در نهایت خوشحالی اونطوری که می خواستم کار کرد... دقیق ِ دقیق !

....

گاهی فکر می کنم ریاضی یه چیزهایی بیشتر از حل ۴ تا مساله و ... برای ما فراهم می کنه و اون هم تجزیه و تحلیل دقیقتر اطراف است!!

نه؟  اینطور نیست؟

...

+ میلاد - دوشنبه پانزدهم خرداد 1385 - ساعت 4:28 بعد از ظهر


ریاضیات و .... (تنظیم خانواده)!!!

یه کاربرد نسبتاً خفن برای ریاضی در مسائل «ج ن س ی» (الامان از فیلترینگ مخابرات) و امور زناشویی (!!!!) سر کلاس مهارت های زندگی و تنظیم خانواده ارائه دادیم که استاد در کف بماند!! (ببخشید بهتر از این جمله ای نداشتم که بگم)

فعلاً بدلیل کمرویی قادر به ارائه آن نبوده و در اولین زمان پررویی آن را خواهم گفت!!!!

بازهم بگویید این ریاضی (بخصوص نظریه اعداد و مهارت در حل مساله) به چه دردی می خوره؟؟

...

+ میلاد - پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 - ساعت 3:56 قبل از ظهر


دستگاه مختصات دکارتی در مترو صادقیه...!

 

این عکس خود دستگاه است .

این هم عکس دکمه های انتخاب محصول است.

--------------------------------------------------------

مترو تشریف بردین؟
ایستگاه صادقیه رو عرض می کنم هااااا......!!

تو این ایستگاه ، یه دستگاه نوشابه و شکلات و ... فروشی هست که با بقیه دستگاه ها فرق داره!

چه فرقی؟

شما برای خرید هر جنس از دستگاه های دیگه، باید دکمه مربوط به اون رو فشار بدید. مثلا برای خرید قهوه در دستگاه فروش چای و قهوه، باید دکمه مربوط به قهوه رو فشار بدید و یا برای گرفتن کاپوچینو باید دکمه کاپوچینو را بزنید.

اما این دستگاه اینطوری نیست.

این دستگاه اجناسش را بصورت مختصاتی طبقه بندی کرده است. یعنی برای خرید یک شکلات به کد مربوط به اون شکلات نگاه می کنید. مثلا کدش AG است. پس شما باید اول دکمه A و بعد دکمه G را فشار بدید تا اونو بخرید.

در دستگاه مختصات دکارتی، هم هر نقطه ای دارای یک x و y مخصوص به خود است.
یعنی زوج مرتب (x,y) با زوج مرتب (y,x) فرق می کند.

در این دستگاه هم همینطوریه. یعنی جنس AG با جنس GA فرق می کنه!

مزیت
این طراحی این هست که در حجم محدود توانستند اجناس بیشتری عرضه کنند. یعنی ۶۴ جنس در یک محفظه محدود...! اما...
ایرادی
که داره اینه که برای ریاضی نخوانده ها کشف عملکرد این دستگاه گاهی دشوار است. یعنی مواردی رو دیدم که طرف با دیدن کد AG آمده و دکمه A را زده و بعد دیده که جنسی تحویل نشده فکر کرده که دکمه مشکل داره و دوباره A را فشار داده و برایش جنس AA افتاده!!

اما ریاضی خوانده ها بسرعت آن را با دستگاه مختصات دکارتی شبیه سازی می کنند و از آن استفاده می کنند.

توضیح: این دستگاه دارای دستور استفاده هم هست اما افراد کمتری حوصله می کنند برای خرید یه شکلات، ۶ صفحه توضیحات را بخوانند!!!

یه شب ساعت ۹ و نیم، دوربین را ورداشتم و رفتم عکسشو گرفتم. امیدوارم بزودی بتونم عکسشو اینجا هم بذارم.

این کاربرد زیبای ریاضی تو روزمره برام خیلی جالب بود. کاربردی که به استفاده بیشتر از امکانات کمتر منجر می شه!..... ولی از طرفی این ناراحتی هم همراهم هست که چرا باید سواد عمومی ریاضی در جامعه طوری باشه که همه نتوانند از طراحی های مدرن استفاده کنند.
چرا ؟؟

...

+ میلاد - پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385 - ساعت 4:40 بعد از ظهر


متمّم بگیر آقا...!

این اتفاق در سال ۲۰۰۰ سال جهانی ریاضیات بوقع پیوست!!
تمامی شخصیت ها واقعی هستند!

نمی دونم چی شد که این روزها یاد دبیرستان افتادم..
یادمه که یه شب تو مدرسه برنامه بود و قرار شد که من و دوستم بریم برای اون شب تدارک ببینیم و خرید کنیم و خلاصه بقول معروف "مادر خرج" بشیم!
حدود ۴۶ نفر از بچه ها  اون شب مونده بودند مدرسه...

چیزهایی که می خواستیم خریدیم و انداختیم رو کولمون (مثل نمکی ها!) و داشتیم برمی گشتیم مدرسه که دوستم گفت: ااااا..... ما که لیوان نخریدیم! ملت با چی چایی بخورن امشب؟

اصل حمار رو نقض کردیم و از یه راه دیگه راهی مغازه بقالی شدیم تا لیوان یه بار مصرف ابتیاع نماییم!!

رفتیم تو مغازه، به طرف گفتیم آقا ۴۶ تا لیوان می خوایم!

طرف رفت و بعد از یه مدت با یه بسته ۵۰ تایی لیوان برگشت و گفت:
"ببینید، یا ۵۰ تا لیوان ببرید، یا اینکه خودتون بی زحمت ۴۶ تا رو بشمرید. من حوصله شمردن ۴۶ تا لیوان رو ندارم!!!!!!!!!! "

آقا ما رو میگی؟ خون در رگان به جوش آمده و سرخی چهره پدیدار گشته، فرمودیم:
"اخوی!! لااقل در سال جهانی ریاضیات این حرف رو نزن!! خوب پدر جان، ۴ تا لیوان از روی بسته بردار. چرا می خوای ۴۶ تا بشماری؟؟؟؟؟"

طرف که گویی از مخمصه بزرگی خلاصی یافته لبخندی تحویل ما نموده و چنان کرد که فرموده بودیم!

.............

گاه می پندارم که در این سال جهانی ریاضیات، ما روی مفهوم

" متمم و متمم گیری "

 اگر کار می کردیم و اونو تو اذهان مردم جا می انداختیم ، ثواب داشت و کار خیلی ها راه می افتاد!!!!

د آخه درک ریاضی که می گیم یعنی همین دیگه! ما که نمی خوایم همه مردم بتونند معادله درجه دوم حل کنند و میدان شکافنده پیدا کنند!!!!! 

شما نظرت چی چیه؟

...

+ میلاد - جمعه یکم اردیبهشت 1385 - ساعت 10:49 قبل از ظهر


ضرورت آموزش و پرورش غیرمتمرکز...!

این سفر نوروزی ما به کرمان هم به خوبی و خوشی تمام شد و راهی تهران شدیم. 
ارتباط نسبی با اهالی کرمان سبب شد تا دو سه کلمه ای کرمانی هم یاد بگیریم و بتوانیم یک چیزهایی هم تو بازار کرمان سرهم کنیم...!!

اما یک کلمه که برایم بشدت جالب بود، واژه «ناتور» است.
«ناتور» در لهجه کرمانی به معنای «خراب، مستعمل، از کار افتاده و ...» می باشد.
(مثلاً میگن: چه چیزا ناتوریه ها... = عجب چیز بدرد نخوریه!)

با شنیدن این کلمه در کرمان و بخصوص معنای آن، فوری به یاد صفحات مشخصی از یک کتاب افتادم!!
کسانی که کتاب «احتمال و استنباط آماری» ترجمه دکتر نوروز ایزد دوستدار (از انتشارات دانشگاه تهران) را خوانده اند احتمالا به یاد دارند که ایشان در ترجمه این کتاب از لفظ «سکه ناتور» استفاده کرده اند.
مثلاً در مثالها گفته اند: سکه ناتوری را دوبار پرتاب می کنیم. احتمال آمدن حداکثر ۲ شیر چقدر است؟

با توجه به حلی که در این کتاب ارائه شده است، (یکسان گرفتن احتمال رخدادن تمام پیشامدها) می توان اینطور نتیجه گرفت که منظور آقای دکتر ایزد دوستدار، از سکه ناتور ، سکه طبیعی و سکه سالم می باشد. یعنی احتمالاً ایشان واژه Nature که به معنای طبیعی می باشد را با تلفظ خود کلمه وارد ترجمه کتاب کرده اند.

حالا فرض کنید در دانشکده ریاضی دانشگاه شهید باهنر کرمان، یا اصلاً یک دانشجوی کرمانی در شهری دیگر، بخواهد این کتاب را مطالعه کند. خوب... برداشت او از یک سکه ناتور چیست؟؟؟ دقیقا عکس منظور مولف کتاب !!!!

با خودم فکر کردم حالا خوب است که این کلمه معنای برعکس می دهد. اگر این لغت در لهجه کرمانی یک ناسزا یا فحش بود چی؟؟؟

در گستره پهناور ایران که اقوام مختلف و لهجه های گوناگونی وجود دارد، آموزش و پرورش غیر متمرکز، لااقل به دلایل زیر امری ضروری و غیر قابل انکار است:
۱- ممکنست یک کلمه در لهجه اقوام مختلف ایران دارای معانی متفاوت و گاه معکوس یکدیگر باشد. این امر حتی ممکنست تا جایی پیش برود که یک واژه معمولی، در لهجه ای دیگر معنایی زننده و حتی گاه دور از ادب به خود بگیرد. 
۲- فارسی نویسی بر اساس لهجه پایتخت کشور، باعث می شود که در استانهای ترک زبان آذربایجان غربی و شرقی و یا استانهای عرب زبان خوزستان و هرمزگان و یا ... ، دانش آموزان مجبور باشند برای فهم مطالب کتاب درسی، متن کتاب را یکبار در ذهن خود به لهجه و زبان خود ترجمه کرده و سپس به تحلیل آن بپردازند. که این مرحله میانی یقیناً سرعت انتقال را  کندتر کرده و گاهاً موجب بروز اشتباهاتی در فهم مطلب خواهد شد.

امیدوارم که ضرورت ایجاد یک آموزش و پرورش استانی و غیر متمرکز را مسئولان ما دریابند!
فقط دریابند! همین!!

...

+ میلاد - جمعه یازدهم فروردین 1385 - ساعت 5:20 قبل از ظهر


معلمی اشتغال نیست... اشتعال است !

سه شنبه گذشته، از طرف آموزش و پرورش (دفتر تالیف کتب درسی ریاضی) جلسه سرگروه های ریاضی بود و دعوتنامه اش سه-چهار روز قبل از برگزاری جلسه به دستم رسید.سخنران جلسه آقای وزیری هامانه بودند، یکی دیگر از مولفان کتاب درسی و مولف کتاب راهنمای معلم.

از حدود ۴۰ نفری که برای جلسه دعوت شده بودند، فقط ۲۵ الی ۲۶ نفر حضور داشتند. (طبق یک آمار سرانگشتی که گرفتم، جوانترین فرد حاضر در جلسه بودم و نفر بعدی حدود ۷ الی ۸ سالی بزرگتر بود!)
آقای وزیری صحبت خود را بر چند موضوع عمده متمرکز کرده بودند : ۱- روش فعال  ۲- حل مساله  ۳- کمبود وقت  ۴- ارزشیابی

از جزییات بسیار مفید جلسه می گذرم و صحبت های کاربردی آقای وزیری را اگر کسی علاقمند بود عرض می کنم اما از وضعیت معلمان -آن هم منطقه ۴ تهران- بسیار تعجب کردم. چرا؟؟؟؟

۱- چند نفر که همان ابتدای جلسه، تا لیست حضور و غیاب را امضا کردند، خداحافظی کرده و رفتند!!!
(آقا وقتی معیشت معلم تامین نباشد، نمی تواند روی آموزش تمرکز کند و برای جلسه وقت بگذارد)

۲- وقتی لیست حضور و غیاب به دستم رسید دیدم که مدرک تحصیلی اکثر معلمان کاردانی و فقط ۶ الی ۷ نفر کارشناسی داشتند. (جالب بود که در میان بحث آقای وزیری یکی از معلمان گفت: وقتی کتاب را عوض می کنید چرا کتاب معلم را زود چاپ نمی کنید که اگر یک دانش آموز سوالی سر کلاس پرسید، ما  سنگ روی یخ نشویم؟؟؟   ---> یعنی واقعا اطلاعات ریاضی یک معلم ریاضی باید اینطور باشد که در برابر سوال یک دانش آموز راهنمایی درمانده شود و سنگ رو یخ؟ این همه معلم ریاضی داریم که مدرک کاردانی دارند، پس چرا خیلی از آنها اینطور نمی شوند؟ ---> چون خودشان مطالعه جانبی را ادامه داده اند!)

۳- آقای وزیری خواستند راجع به نتایج آزمون TIMSS صحبت کنند. پرسیدند: آزمون TIMSS را که همه می دانید چیست؟ اما از حاضرین جلسه، من و حدود ۴ الی ۵ نفر اسم این آزمون به گوششان خورده بود و از میان آنها، من می دانستم که این آزمون چیست و توضیحات اندکی دادم و سایت این آزمون را نام بردم.
(آقای وزیری دلخور شده بودند که یعنی آزمونی به این مهمی را یک معلم منطقه ۴ پایتخت نباید بشناسد؟)

۴- آقای وزیری یک مقاله -از خانم سپیده چمن آرا- که از قبل کپی شده بود را بین حضار توزیع کردند تا با تشکیل گروه هایی آن را مطالعه کرده و راجع به آن با هم بحث و نتیجه را اعلام کنیم.
(خانم چمن آرا دانشجوی ممتاز و نمونه سابق دانشگاه صنعتی شریف در رشته ریاضیات و محقق برجسته در حیطه آموزش ریاضی در حال حاضر هستند که همکار خانم دکتر گویا در تهیه مجلات رشد آموزش ریاضی و برهان و ... می باشند.)
مقاله زیبایی در مورد یادگیری و فهم ریاضی و در اصطلاح، «ریاضی ورزیدن» بود. اما در نهایت تعجب، سرگروه های محترم بعد از خواندن این تحقیق، با جملاتی از قبیل (این چرت و پرت ها چیه؟ و ...) آن را به کناری نهادند!!!!!! (اگر مقاله را در نمی یابید، لااقل آزاده باشید!!!!)

۵- قرار بود همه افراد، کتاب معلم را همراه داشته باشند تا بحثی در مورد آن صورت بگیرد. اما فقط ۱۰ نفر آن را داشتند. آقای وزیری پرسید: پس بقیه چی؟ و پاسخ آمد: مدرسه می گوید می گیریم و هی امروز و فردا می کند و برایمان نمی گیرد. (کارد می زدی خون آقای وزیری در نمی آمد! این رو از تغییر لحن ایشون فهمیدم!) برگشت گفت: بابا سر خیابان کریم خان، انتشارات مدرسه این کتاب را داره می فروشه! یعنی تو این مدت سه سال که چاپ شده وقت نکردید که یکبار به این انتشاراتی بروید و نشستید که این کتاب بیاد دم خونه تون؟؟ اگر منتظر چنین چیزی هستید بهتون قول می دم که ۱۰ سال دیگه هم هیچ اتفاقی نیفتد!!!!
(آخه معلم محترم که از سنگ رو یخ شدن می ترسی، حالا دیدی تقصیر خودته؟؟؟؟!!!!!)

۶- آقای وزیری کتاب «هنر حل مساله» که به عنوان یک درس اختیاری برای دبیرستانها می باشد را مطرح کردند و از بین حضار من و ۲ نفر دیگر این کتاب را دیده بودیم و من آن را تورقی کرده بودم. آقای وزیری گفتند: اگر این کتاب را خوندی توصیه می کنم که تو یک دبیرستان حتما تدریسش کنی تا مطالبش برایت خوب جا بیفتد. (دوستان مبتلابه این توصیه را جدی بگیرند)

۷- آقای وزیری سایت دفتر تالیف را معرفی کردند و گفتند این سایت در گروه ریاضی فعال شده و در حال تکمیل است. از شما می خواهیم که در آنجا بیایید و  در مورد مشکلاتتان آنجا بنویسید تا بتوانیم بطور مستند به آنها رسیدگی کنیم. بعد پرسیدند چند نفر به اینترنت دسترسی دارند؟ دست ۱۴ نفر بالا رفت. ادامه دادند: حالا چند نفر از شماها از اینترنت استفاده می کنید؟ فقط دست ۳ نفر بالا ماند!!!! (یعنی تو این تهران و تو منطقه ۴ که جزو مناطق ضعیف هم نیست، همش ۳ نفر باید با اینترنت کار کنند؟)

۸- یک نکته تربیتی هم که کشف کردم این بود که اکثر معلمان بدون اجازه گرفتن از سخنران وسط حرف او صحبت می کردند و کلامش را قطع می کردند (چطوری روت میشه برگردی سر کلاس به دانش آموزت بگی: بی اجازه حرف نزن؟ وسط حرف من ندو! بگذار جمله ام تموم بشه بعد بپرس!!)

...

جلسه با تمام حرص خوردنهای آقای وزیری تمام شد. تازه من می خواستم در بین جلسه از ایجاد سایت برای بچه ها و نقش آن در آموزش بگویم و وبلاگ نویسی را مطرح کنم و... که دیدم اگر کلامی بر زبان آورم به کفر منسوب خواهم شد!!! و بی خیال شدم!

بعد از جلسه رفتم پیش آقای وزیری و سلام و علیک کردم و گفتم شما به جز دفتر تالیف، در کدوم مدرسه هستید و ساعات و روزهای تدریس تان چگونه است چون می خواهم سر کلاس شما بنشینم و نحوه تدریس تان را در مورد مبحث «اعداد صحیح» و همچنین مبحث «عبارتهای جبری» یاد بگیرم. (چون سر کلاس آقای داوودی هم نشستم و نحوه کار ایشان را دیده ام. (به جز جلسات دپارتمان ریاضی که با آقای داوودی داریم)
آقای وزیری ساعاتشان را گفتند و بعد پرسیدند شما کدوم مدرسه هستی؟ گفتم مدرسه ادب. پرسیدند: اسم تان چیست؟ گفتم: افشین منش.
گویا آشنایی قبلی از طریق آقای داوودی ایجاد شده بود! برگشتند گفتند: افشین منش شما هستی؟ آقای داوودی از کارهای شما برایم تعریف کردند. اون کاری که چند وقت پیش کرده بودی و برای تک تک بچه ها یک گزارش در مورد مهارتهای ریاضیاتی شان نوشته بودی خیلی کار جالبی بود. آن را ادامه بده.  (عجب دنیا کوچیکه!!)
سایت www.maths.ir و وبلاگم را به ایشان معرفی کردم و همچنین ارائه گزارشی از در دست تهیه داشتن انیمیشن هایی با نرم افزارهای «Flash» و «Swish» برای آموزش ریاضی...
شماره تماسی رد و بدل شد و قرار همکاری های بعدی گذاشته شد و جلسه به خیر و خوشی پایان یافت!
(اگر این چند دقیقه آخر نبود، واقعا با اوضاع و احوالی که از دست معلمان پیدا کرده بودم، حالم گرفته بود!)

آقای سید حامد وزیری هامانه در حال پاسخگویی به سوالات حضار

---

مدتهاست که به یک چیز اعتقاد قلبی پیدا کرده ام و آن این است که:

اگر شما هدفی را با جدیت دنبال کنید،
خداوند ، افرادی را که لازم هستند، سر راه شما قرار خواهد داد. مطمئن باشید.

...

+ میلاد - شنبه بیستم اسفند 1384 - ساعت 3:35 بعد از ظهر


همایش بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی

روز چهارشنبه ۳/۱۲/۸۴ سوار تاکسی شده بودم و داشتم از مدرسه به سمت خانه می رفتم که رادیوی تاکسی اعلام کرد:
فردا پنجشنبه ، همایش بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی از سوی فرهنگسرای علوم برگزار خواهد شد...
هرچی دقت کردیم ببینیم اطلاعات بیشتری می ده یا نه، دیدیم انگار نه انگار... خبری نیست که نیست!

خلاصه ، برنامه پنجشنبه - که شامل برگزاری کلاس های کانون ریاضیات هم می شد - را ریختیم به هم و یه جوری تنظیم کردیم که راس ساعت ۳ فرهنگسرای قانون در شهرک غرب باشیم. (اول خیابان ایران زمین شمالی)

به سالن برنامه که وارد شدیم دوربین را تنظیم کردیم و دفترچه یادداشت معروف را هم آماده تا چیزی از کف نرود! از قرار معلوم برنامه از سوی انجمن منجمان آماتور ایران برگزار می شد. (مهندس عتیقی مسئول این انجمن هستند)
برنامه ساعت ۳:۱۵ با قرائت قرآن شروع شد. ابتدا مجری برنامه حوادث سامرا را تسلیت گفت و بعد آقای دکتر علی عجب شیری زاده را معرفی کرد که برای سخنرانی بیایند (حدود  ۲۵ دقیقه الی نیم ساعت داشت سوابق علمی و شرکت در کنفرانس ها و مدارک و ... دکتر را می خواند!!!)

از هرچی سمینار که بگذریم ، از سخنرانی دکتر عجب شیری زاده نمی شه گذشت. واقعا جذاب سخنرانی کردند و با اینکه من شخصاً اطلاعات پراکنده و مبهمی راجع به اخترفیزیک و نجوم داشته و علاقه کمی به این شاخه دارم، مجذوب سخنان و اسلایدها و توضیحات ایشان شدم.

--

یک CD افلاک نما هم برای کانون فیزیک مدرسه ابتیاع نمودیم!
سپس دختر خانمی حدود نیم ساعت در مورد زندگی خواجه نصیرالدین طوسی و دستاوردهای او و تاثیر او بر دانشمندان بعدی اش سخنرانی کرد که البته سخنران بعدی - آقای فرید قاسملو - بخش اعظم سخنان او را مورد نقد قرار داد !!!!!

خانم ناهید جعفری - دانشجوی دکترای آقای دکتر عجب شیری زاده - سخنران آخر بودند و راجع به تحقیقات خودشان و رساله اشان در مورد کسوف و رصد کسوفی که در فروردین ۸۵ قرار است اتفاق بیفتد صحبت کردند. (واقعا کار این منجمین به صدم ثانیه و حتی کمتر ، وابسته است. برام جالب بود که خانم جعفری می گفت : ما هماهنگ کرده بودیم که همزمان با ما بیش از ۲۰۰۰ منجم دیگر در سایر کشورها از لحظه رویت ستاره دنباله دار هالی و نیز از مقابل هم قرار گرفتن سیاره زهره و خورشید عکسبرداری کرده و زمان را ثبت کردند و سپس اطلاعات خود را در اختیار ما قرار دادند و ما از برهم نهی این عکسها و مقایسه زمانها قطر خورشید را با دقتی از مرتبه ۸ محاسبه کردیم.)

در این سمینار دو نشریه کوچک داخلی انجمن نجوم آماتوری ایران در مورد خواجه نصیر و رویداد کسوف ۹ فروردین، در اختیار حضار قرار گرفت. و در پایان نیز آقای علیرضا وفا از منجمان آماتور ولی سابقه دار ایران، عکسهای زیبایی که از آسمان شب در نقاط مختلف ایران و نیز رصد سحابی های مختلف و کسوف و خسوف های مختلف گرفته بودند به نمایش گذاشتند که حسن ختمای جالب بر این برنامه بود.

در پایان ، انجمن منجمان آماتور ، جلسات سال ۱۳۸۴ را (که به نام سال وحدت منجمان آماتور ایران نامگذاری شده بود) با این جلسه پایان داد.

من نزدیک به ۵۱۲ مگابایت عکس و فیلم از این جلسه گرفتم که بعضی از آنها را می توانید اینجا ببینید:
۱- پوستر همایش بزرگداشت خواجه نصر الدین طوسی که برای این برنامه طراحی شده و پشت صحنه به نمایش درآمده بود. (بدلیل نور بالای محیط، شفافیت خود را آشکار نکرده است)
۲- آقای دکتر آقای دکتر علی عجب شیری زاده ، که با وجود دریای عمیق اطلاعاتی خود، در سطح فهم مخاطبان سخنرانی کردند و جذابترین سخنرانی را ارائه دادند.
۳- پلاسمای تشکیل شده در اطراف تاج خورشید. در واقع بدلیل حرارت بالا در اطراف خورشید امکان باقی ماندن گازها بصورت حالت گاز وجود ندارد و ماده در حالت پلاسما موجود است که بدلیل حرارت بسیار بالا گاه از فولاد نیز سخت تر است! (از اسلایدها و توضیحات دکتر عجب شیری زاده)

...

+ میلاد - جمعه پنجم اسفند 1384 - ساعت 9:55 قبل از ظهر


پلاک + کد + موبایل !

این سفر سه چهار روزه به کاشان و قمصر و اصفهان و یزد - تو این تعطیلات عاشورا و تاسوعا و ۲۲ بهمن - یه نتیجه ریاضیاتی هم برای من داشت! یعنی به یک نکته ای پی بردم.
اون نکته هم راجع به کد شهرستان ها و پیش شماره موبایل ها و پلاک ماشین ها بود. (جداً چقدر تو همین چیزهای دم دستی نکته ریاضی یافت می شه!!!)

تا حالا دقت کردید که مثلاً در تهران:
کد تهران: ۰۲۱
پیش شماره موبایل: ۰۹۱۲
پلاک جدید ماشین ها: ایران ۱۱ - ایران ۲۲
( یعنی ترکیب دو عدد ۱ و ۲ )

در اصفهان:
کد اصفهان: ۰۳۱۱
پیش شماره موبایل: ۰۹۱۳
پلاک جدید ماشین ها: ایران ۱۳
( یعنی ترکیب دو عدد ۱ و ۳ )

در مشهد:
کد مشهد: ۰۵۱۱
پیش مشاره موبایل: ۰۹۱۵
پلاک جدید ماشین ها: ایران ۱۵
( یعنی ترکیب دو عدد ۱ و ۵ )

در همدان:
کد همدان: ۰۸۱۱
پیش شماره موبایل: ۰۹۱۸
پلاک جدید ماشین ها: ایران (نمی دانم!)

در شیراز:
به همین ترتیب...

در یزد:
به همین ترتیب...

و الی آخر......

جالبه ها... نه؟
انگار برای راحتی کارهامون یه جورهایی مجبوریم تقسیم بندی های ریاضیاتی رو وارد زندگی روزمره کنیم!

از این سفر اگر خدا بخواهد باز هم می نویسم! اما مطالب غیر ریاضیاتی جالب!

همراه باشید!

...

+ میلاد - سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1384 - ساعت 0:7 قبل از ظهر


شکوه ای دوستانه...!

 می‌خواستم يه شکايت و گله‌ای از بعضی دوستان داشته باشم. ببينيد دوستان عزيز! اگر ما خودمان، حقوق يکديگر را در فضای مجازی رعايت نکنيم، هيچ‌وقت نمی‌توانيم متوقع باشيم که ديگران به حقوق ما-که نوشته ناشده است- احترام بگذارند.
نمی‌خواهم اسم وبلاگ‌هايی که مطالب اين وبلاگ يا وبلاگ رياضيات زيباست۲ را مستقيماً در وبلاگ‌هايشان کپی کرده‌اند، بياورم. چون معتقدم که اين کار باعث لطمه‌زدن به آبروی دوستان و از دست دادن انگيزه وبلاگ‌نويسی برای ایشان خواهد شد. اما جداً خواهشمندم که لااقل بياييد خود ما حقوق وبلاگ‌نويسی را محترم بداريم.
وقتی در بلاگفا يا پرشين بلاگ يا گوگل، مطالب رياضی را جستجو می‌کردم، موارد تقليد يا الگو برداری از رياضيات زيباست و رياضيات زيباست۲ را بصورت‌های زير مشاهده کردم:

۱- کپی کردن کلمه به کلمه‌ی متن‌های من در مورد «منابع کارشناسی ارشد» از رياضيات زيباست ۲  و در مورد «منطق رياضي»، «رياضيات در خواب و بيداري» و ۵ الی ۶ مورد ديگر از رياضيات زيباست بدون ذکر منبع و در ۱ مورد با ذکر منبع بطور ناقص که به هيچ‌وجه امکان رجوع به اين وبلاگ وجود نداشت!!!
۲- ايجاد وبلاگی با اسم «رياضيات زيباست» و با شعار وبلاگ من (هدف از وبلاگ رياضيات زيباست نشان دادن زيبايی‌هايی است که من تابحال.... تا دقيقاً آخرين کلمه) اما با آدرسی متفاوت در يک سرويس دهنده ديگر وبلاگ!!!
۳-ايجاد وبلاگی با آدرس اينترنتی miladmath در يک سرويس دهنده ديگر وبلاگ -که به گمانم به سبب استفاده از rate آدرس وبلاگ رياضيات زيباست در موتورهای جستجو می‌باشد. چون اين وبلاگ تازه تاسيس که فقط دارای يک الی دو يادداشت بود، در رتبه‌بندی بعضی جستجوگرها سطح ۴ الی ۷ را داشت!!! ( و جالب‌تر از آن برايم اين نکته خيلی تعجب‌برانگيز بود که نه تنها اسم نويسنده وبلاگ ، «ميلاد» نيست بلکه ايشان يک دختر خانم می‌باشند!!!)
۴- و موارد نه چندان کم ديگر که اکنون در ذهنم نيست...!!!

دوستان ! من هيچ ادعايی در مورد کيفيت مطالب وبلاگم ندارم که بخواهم مثلاً حق خلاقيت يا نوآوری (Creative License) برای خودم قائل باشم. اما حداقل اينطوری هستم که وقتی می‌خواهم يک مطلبی را در وبلاگم بنويسم، از ۲ الی ۴ هفته با اون مطلب زندگی می‌کنم!... در کلمات انتخابی دقت می‌کنم... در منابعی که به اون مطلب ربط دارند، جستجو می‌کنم... و بعد با نگارش خودم، برداشتم را از آن موضوع به همراه ديد و عقيده شخصی و احياناً ايده‌ای جديد بيان می‌کنم -و گاه حتی بعد از نوشتن مطلبی، باز برای ويرايش، به سراغش می‌آیم تا آن را روان‌تر و قابل استفاده‌تر کنم- 

مثلاً اون مطلبی که در مورد منطق در چند يادداشت پيش قولش را داده‌ام حدود ۳ هفته‌ای می‌شود که ذهنم را مشغول کرده و يا مطلبی در مورد تناقض‌ها و پارادکس‌های رياضی نزديک به ۲ ماه است که در ذهنم مشغول صيقل‌کاری است و هنوز راضی به ارائه آن نشده‌ام. مطالب ديگر هم به همين ترتيب...

اينگونه نيستم که بيايم پای اينترنت و فی‌البداهه از رياضی بنويسم. بلکه به نوع نگارش و صحت مطلب و دسته‌بندی مطالب موجود -که از يک‌جای مشخص شروع و به جای مشخصی ختم شود- حساسم. (همونطور که خيلی از شماها همينطوريد) برای همين برايم سخت است که ببينم زحمات فيزيکی ناشی از جستجوها و حاصل مشغوليت‌های ذهنی‌ام را يک نويسنده ديگر، بدون کوچکترين زحمت اضافه، واو به واو در وبلاگش آورده....

بياييم دوستانه و صميمانه متعهد شويم که چنين رويه‌ای را در فضای مقدس علمی، باب نکنيم و حقوق حداقلی را برای هم قائل باشيم...

از اين پس اگر وبلاگی، مطلب من را بدون ذکر منبع کامل، ارائه کرد و يا به هر نحو تقليد بارزی از روند وبلاگ من داشت، ذيل همان يادداشت، به معرفی آن وبلاگ می‌پردازم. اگرچه اين‌کار برايم سخت است اما خودم را اينطور راضی می‌کنم که: «من به مطلب يا ايده‌ی خودم در يک جای ديگر از اينترنت لينک داده‌ام. فقط همين!»

...

+ میلاد - سه شنبه یازدهم بهمن 1384 - ساعت 0:36 قبل از ظهر


مخابرات و ریاضیات...!

شدیداً حمایت می کنم و مواضع محکم خود را نسبت به اقدامات اخیر شرکت مخابرات ایران، مبنی بر ثبت نام جهت توزیع سیم کارتهای جدید اعلام می دارم (sim-card) 
چرا؟

معلومه ! چون باز یک دلیل و مدرکی دست ما دادند که سر کلاس با این بچه ها در میان بگذاریم و بهشون بگیم : بابا ! کاربرد ریاضی یعنی این! حالا هی بگید این ریاضی ای که ما می خونیم به چه دردی می خوره؟؟

و اما موضوع...
وقتی تو صف ثبت نام برای سیم کارتها ایستادی این جمله رو زیاد می شنوی:
- خدا کنه شماره من یک شماره روند بیفته!

این یعنی چی؟
یعنی راهبرد الگویابی در حل مسائل ریاضی را ، در مسائل زندگی وارد کردن!
یعنی مردم دنبال پیدا کردن یه الگو بین اعداد تشکیل دهنده شماره تلفن همراه خود هستند تا بتوانند اونو راحت تر حفظ کنند.
(البته اگه نخواند یه شماره روند رو به قیمت ۴ یا ۵ برابر بفروشند!)

باز هم مگه اینکه اقدامات شرکت مخابرات ، برای یه مدتی ، ذهن ریاضی جامعه را مشغول کنه...
بقیه دم و دستگاه ها که هیچ....!!!!!

 

...

+ میلاد - پنجشنبه ششم بهمن 1384 - ساعت 10:52 بعد از ظهر


وبلاگهای همسایه

می گم مثل اینکه این آب و هوی برفی و سرد دی ماه خوب به ریاضیدانها چسبیده و بهشون حال داده...
امروز گفتیم بعد از خریدن خونه جدیدمون در بلاگفا ، یک سری هم به همسایه ها بزنیم و رسم همسایگی رو به جا بیاریم... 
جالب این بود که اکثر همسایه هامون تازه خونه شون رو تحویل گرفته بودند و جالبتر این که اکثر جدیدالتاسیس ها در دی ماه ۸۴ اولین پست خود را نوشته بودند...
برای همه این دوستان آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم که در جهت گسترش ریاضیات در جامعه ایران، شاهد مطالب بکر و دست اول و ابتکاری از طرف این دوستان باشیم. (نه خدای ناکرده، کپی مطالب وبلاگهای دیگر اون که گفتند الجار ثم الدار یعنی نه اینکه اول مطالب همسایه ات رو بنویسی بعد مطالب خودت رو، یعنی بیار آنچه داری ز مردی و زور)

مخلص ریاضیدانان امروز و فردای ایران هم هستیم...

 

...

+ میلاد - دوشنبه نوزدهم دی 1384 - ساعت 1:12 بعد از ظهر


ریاضیات و آلودگی هوا...!

یک مدتیه که در تهران به خاطر آلودگی شدید هوا، قانون تردد زوج و فرد اعمال شده است!

بر اساس این قانون که چند سالی است در مواقع آلودگی هوا - پدیده اینورژن- در تهران اجرا می شود، در روزهای زوج (شنبه - دوشنبه - چهارشنبه) ماشین هایی که پلاک زوج دارند مجاز به تردد در ناحیه بزرگی از تهران هستند و ماشین هایی با پلاک فرد، بالعکس... (تقریباً ناحیه وسیعی از شهر را شامل می شود.)

اما ۲ مطلب:

۱
به بهانه اجرای این طرح، بالاخره توانستیم یک کاربرد عملی محسوس برای اعداد زوج و فرد (و کلاً ریاضی) به بچه ها نشان دهیم.
(البته سوال های بچه ها هم جالب بود: آقا اگر یکی رقم آخر پلاک ماشین اش، صفر بود چه کار کند؟ شما اعداد زوج و فرد را زیرمجموعه اعداد طبیعی معرفی کرده اید؟  ... گفتم: پلاک هیچ ماشینی صفر ندارد، برای همین این طرح به مشکل برنمی خورد!!
باز یکی گفت: آقا تو خارج از کشور که پلاک ها آخرش صفر دارند چی؟ آنجا چی کار می کنند؟  ... گفتم: اونجا اصلاً به مشکل آلودگی هوا برخورد نمی کنند که بخواهند زوج و فرد کنند!!   -استفاده از راهبرد پاک کردن صورت مساله برای حل مساله - )

۲
تبلیغات و نحوه اعلام این طرح از طرف مسئولان جالب بود: می گفتند ماشین هایی که فقط رقم آخر پلاک آنها زوج است در روزهای زوج و ماشین هایی که فقط رقم آخر پلاک آنها فرد است در روزهای فرد...
من نمی دانم مگه زوج و فرد بودن یک عدد به رقم یکان آن نیست؟ پس چه معنی دارد که به جای بیان "ماشین هایی با پلاک زوج" می گویند ماشین هایی که رقم آخر پلاک آنها زوج است؟؟؟ یعنی اگر کل پلاک را در نظر بگیریم، ممکنست که زوج و فرد بودن آن تغییر کند؟؟ )

این هم از سواد عمومی ریاضی در جامعه...
من نمی دونم پس تو این سال جهانی ریاضیات که با این همه هیاهو و آمار دادن ها و ... در ایران گذشت، چه کار می کردیم که مردم ما یک مفهوم ساده عدد زوج و فرد را یاد نگرفتند؟

 

...

+ میلاد - چهارشنبه چهاردهم دی 1384 - ساعت 11:24 بعد از ظهر


چه می بینیم ، چه هست؟

اگر شما از جایی که نشسته اید به تصویر زیر نگاه کنید، سمت راست یک «خانم آرام» و سمت چپ یک «آقای عصبانی» را می بینید.

please go backward

اکنون اگر از روی صندلی خود بلند شوید و شروع به عقب رفتن کنید، کم کم جای این دو عکس با هم عوض خواهد شد. بطوریکه در فاصله تقریبی ۵ الی ۶ قدم، این دو عکس کاملاً جابجا می شوند...

این تصاویر توسط «فیلیپ ج. شینز» و «آد اولیوا» از دانشگاه گلاسکو ایجاد شده است. هدف آنها نشان دادن این بود که همیشه آنچه را که ما می بینیم، تصویر درست واقعیت نیست!!

شما چی فکر می کنید؟

...

+ میلاد - شنبه دهم دی 1384 - ساعت 0:27 قبل از ظهر


ارشد و منابع کارشناسی ارشد...!

خوب! یکی از اون مطالب حاشیه ای که می خواهم در اینجا بهش بپردازم، منابع آزمون کارشناسی ارشد ریاضیات است. برای هر درس ریاضی، منابع متفاوتی وجود دارد و تقریباً اگر شما در طی مدت تحصیل، برای هر درس در کنار کتاب اصلی نگاهی به سایر منابع مطالعاتی هم انداخته باشید، پوشش کافی برای آزمون ارشد را به اطلاعات تان داده اید.

اما به هر حال... در جواب سوال خیلی از دوستان وبلاگ ریاضیات زیباست که در مورد منابع می پرسیدند آنها را تیتروار نام می برم:

۱- ریاضیات عمومی:
* حساب دیفرانسیل و انتگرال و هندسه تحلیلی (۳ جلد) - نوشته جرج بی. توماس و راس ال. فینی- ترجمه علی اکبر عالم زاده و داریوش بهمردی
* ریاضیات عمومی - نوشته ایساک مارون - ترجمه خلیل پاریاب

اگر کتاب قویتری در این زمینه می خواهید:
* حساب دیفرانسیل و انتگرال - نوشته تام.م.آپوستل - ترجمه علیرضا ذکایی و مهدی رضایی دلفی و علی اکبر عالم زاده و  فرخ فیروزان (این کتاب برای مطالعه در طول ترم مفید است و نه برای آزمون ارشد که وقت شما کم است!)
یک توصیه: در ریاضیات عمومی، به دنبال مطالعه مجدد مباحث نباشید و مستقیماً سراغ تست زدن و حل سوالات آزمونهای سالهای گذشته بروید و فقط مباحثی که در آنها ضعف جدی دارید و یا اصلاً نخوانده اید را مطالعه کنید.

۲- معادلات دیفرانسیل:
* معادلات دیفرانسیل - نوشته دکتر عبدالله شیدفر
* معادلات دیفرانسیل - نوشته دکتر مسعود نیکوکار

۳- آمار و احتمالات:
* نظریه احتمالات و نتیجه گیری آماری - نوشته لارسون
* آمار ریاضی - نوشته جان فروند (+والپول) - ترجمه علی عمیدی و محمد قاسم وحیدی اصل
مبانی احتمال - نوشته شلدون راس - ترجمه احمد پارسیان و علی همدانی
آزمونهای ریاضی کارشناسی ارشد - دکتر مسعود نیکوکار)
کتاب خلاصه مباحث اساسی کارشناسی ارشد آمار و احتمال - نوشته محسن راد - انتشارات پردازش نیز سرفصل های ارشد را بخوبی پوشش داده است.

۴- توابع مختلط:
* متغیرهای مختلط و کاربردها- نوشته روئل و.چرچیل و جیمز وارد براون - ترجمه امیر خسروی

۵- جبر ۱:
* نخستین درس در جبر مجرد جلد ۱ و ۲ - نوشته جان ب. فرالی - ترجمه مسعود فرزان
* مباحثی در جبر - نوشته ی. ن. هرشتاین - ترجمه علی اکبر عالم زاده
برای فهم بهتر جبر۱ کتاب زیر پیشنهاد می شود که شامل مثالهای فراوانی می باشد:
* مقدمه ای بر جبر مجرد - نوشته محمد رجبی طرخورانی
در ضمن کتابهای زیر نیز سر فصلهای جبر ۱ و ۲ را بخوبی پوشش داده اند:
* جبر ۱ - نوشته مسعود نیکوکار و محمود غافری
* جبر ۲ - نوشته مسعود نیکوکار و محمود غافری

۶- آنالیز ریاضی ۱:
* اصول آنالیز ریاضی - نوشته والتر رودین - ترجمه علی اکبر عالم زاده
* آنالیز ریاضی - تام م. آپوستل - ترجمه علی اکبر عالم زاده (فقط فصل ۶ که در مرجع قبلی نیست - فصل تابعهای با تغییر کراندار و خمهای با درازای متناهی)

۷- آنالیز ریاضی ۲:
* اصول آنالیز ریاضی - نوشته والتر رودین - ترجمه علی اکبر عالم زاده
* اصول آنالیز حقیقی - نوشته ربرت جی. بارتل - ترجمه جعفر زعفرانی

۸- آنالیز عددی ۱:
* آنالیز عددی - نوشته اسماعیل بابلیان (انتشارات دانشگاه پیام نور) فعلاً بهترین کتابی که در دسترس است، همین می باشد. اما کتاب زیر نیز - در صورتیکه توانستید بدست بیاورید - سرفصلهای ارشد را بخوبی و بطور مختصر و مفید پوشش داده است:
* آمادگی برای آزمون های کارشناسی ارشد - آنالیز عددی - نوشته سعید زارع زاده و بهروز عبدلی - انتشارات نگاه دانش (من فقط جزوه زیراکسی این کتاب را بدست آوردم)

۹- جبر خطی:
* جبر خطی - نوشته کنت هافمن و ری کنزی - ترجمه جمشید فرشیدی
* جبر خطی - نوشته مایکل اونان - ترجمه حسن آبادی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ضرایب هر درس در گرایشهای مختلف ریاضی :
                    ریاضی عمومی   معادلات   آمار   توابع   جبر۱   آنالیز۱   آنالیز۲   عددی۱   جبرخطی
ریاضی محض            ۴                ۲         ۲       ۲       ۳         ۳         ۳          ۲            ۳
ریاضی کاربردی         ۴                 ۲        ۲       ۲        ۱        ۳          ۳         ۳             ۳
آموزش ریاضی          ۴                 ۲        ۲       ۲        ۲        ۳          ۳         ۲             ۳

موفق باشید در ارشد و در زندگی ...

...

+ میلاد - چهارشنبه سی ام آذر 1384 - ساعت 0:41 قبل از ظهر


نه برای شروعی مجدد ، بلکه برای .... !

چهاردهمین سمینار آنالیز ریاضی کشور - دانشگاه علم و صنعت ایران

به رسم تازه واردان، سلام یا همان Hello to World !

این وبلاگ، شروعی مجدد نیست! بلکه یک مسیر موازی با مسیری است که بخشی از آن را تاکنون در ریاضیات زیباست پیموده ام...
نیاز به درج برخی مطالب حاشیه ای، دلیل تاسیس این صفحه در فضای سایبر است!
همراهیتان را ارج می نهم...

...

+ میلاد - سه شنبه بیست و نهم آذر 1384 - ساعت 2:59 قبل از ظهر