تبليغاتX
ریاضیات زیباست2
به وبلاگ گروهی معلمان ریاضی راهنمایی کشور خوش آمدید
معلمی اشتغال نیست... اشتعال است !

سه شنبه گذشته، از طرف آموزش و پرورش (دفتر تالیف کتب درسی ریاضی) جلسه سرگروه های ریاضی بود و دعوتنامه اش سه-چهار روز قبل از برگزاری جلسه به دستم رسید.سخنران جلسه آقای وزیری هامانه بودند، یکی دیگر از مولفان کتاب درسی و مولف کتاب راهنمای معلم.

از حدود ۴۰ نفری که برای جلسه دعوت شده بودند، فقط ۲۵ الی ۲۶ نفر حضور داشتند. (طبق یک آمار سرانگشتی که گرفتم، جوانترین فرد حاضر در جلسه بودم و نفر بعدی حدود ۷ الی ۸ سالی بزرگتر بود!)
آقای وزیری صحبت خود را بر چند موضوع عمده متمرکز کرده بودند : ۱- روش فعال  ۲- حل مساله  ۳- کمبود وقت  ۴- ارزشیابی

از جزییات بسیار مفید جلسه می گذرم و صحبت های کاربردی آقای وزیری را اگر کسی علاقمند بود عرض می کنم اما از وضعیت معلمان -آن هم منطقه ۴ تهران- بسیار تعجب کردم. چرا؟؟؟؟

۱- چند نفر که همان ابتدای جلسه، تا لیست حضور و غیاب را امضا کردند، خداحافظی کرده و رفتند!!!
(آقا وقتی معیشت معلم تامین نباشد، نمی تواند روی آموزش تمرکز کند و برای جلسه وقت بگذارد)

۲- وقتی لیست حضور و غیاب به دستم رسید دیدم که مدرک تحصیلی اکثر معلمان کاردانی و فقط ۶ الی ۷ نفر کارشناسی داشتند. (جالب بود که در میان بحث آقای وزیری یکی از معلمان گفت: وقتی کتاب را عوض می کنید چرا کتاب معلم را زود چاپ نمی کنید که اگر یک دانش آموز سوالی سر کلاس پرسید، ما  سنگ روی یخ نشویم؟؟؟   ---> یعنی واقعا اطلاعات ریاضی یک معلم ریاضی باید اینطور باشد که در برابر سوال یک دانش آموز راهنمایی درمانده شود و سنگ رو یخ؟ این همه معلم ریاضی داریم که مدرک کاردانی دارند، پس چرا خیلی از آنها اینطور نمی شوند؟ ---> چون خودشان مطالعه جانبی را ادامه داده اند!)

۳- آقای وزیری خواستند راجع به نتایج آزمون TIMSS صحبت کنند. پرسیدند: آزمون TIMSS را که همه می دانید چیست؟ اما از حاضرین جلسه، من و حدود ۴ الی ۵ نفر اسم این آزمون به گوششان خورده بود و از میان آنها، من می دانستم که این آزمون چیست و توضیحات اندکی دادم و سایت این آزمون را نام بردم.
(آقای وزیری دلخور شده بودند که یعنی آزمونی به این مهمی را یک معلم منطقه ۴ پایتخت نباید بشناسد؟)

۴- آقای وزیری یک مقاله -از خانم سپیده چمن آرا- که از قبل کپی شده بود را بین حضار توزیع کردند تا با تشکیل گروه هایی آن را مطالعه کرده و راجع به آن با هم بحث و نتیجه را اعلام کنیم.
(خانم چمن آرا دانشجوی ممتاز و نمونه سابق دانشگاه صنعتی شریف در رشته ریاضیات و محقق برجسته در حیطه آموزش ریاضی در حال حاضر هستند که همکار خانم دکتر گویا در تهیه مجلات رشد آموزش ریاضی و برهان و ... می باشند.)
مقاله زیبایی در مورد یادگیری و فهم ریاضی و در اصطلاح، «ریاضی ورزیدن» بود. اما در نهایت تعجب، سرگروه های محترم بعد از خواندن این تحقیق، با جملاتی از قبیل (این چرت و پرت ها چیه؟ و ...) آن را به کناری نهادند!!!!!! (اگر مقاله را در نمی یابید، لااقل آزاده باشید!!!!)

۵- قرار بود همه افراد، کتاب معلم را همراه داشته باشند تا بحثی در مورد آن صورت بگیرد. اما فقط ۱۰ نفر آن را داشتند. آقای وزیری پرسید: پس بقیه چی؟ و پاسخ آمد: مدرسه می گوید می گیریم و هی امروز و فردا می کند و برایمان نمی گیرد. (کارد می زدی خون آقای وزیری در نمی آمد! این رو از تغییر لحن ایشون فهمیدم!) برگشت گفت: بابا سر خیابان کریم خان، انتشارات مدرسه این کتاب را داره می فروشه! یعنی تو این مدت سه سال که چاپ شده وقت نکردید که یکبار به این انتشاراتی بروید و نشستید که این کتاب بیاد دم خونه تون؟؟ اگر منتظر چنین چیزی هستید بهتون قول می دم که ۱۰ سال دیگه هم هیچ اتفاقی نیفتد!!!!
(آخه معلم محترم که از سنگ رو یخ شدن می ترسی، حالا دیدی تقصیر خودته؟؟؟؟!!!!!)

۶- آقای وزیری کتاب «هنر حل مساله» که به عنوان یک درس اختیاری برای دبیرستانها می باشد را مطرح کردند و از بین حضار من و ۲ نفر دیگر این کتاب را دیده بودیم و من آن را تورقی کرده بودم. آقای وزیری گفتند: اگر این کتاب را خوندی توصیه می کنم که تو یک دبیرستان حتما تدریسش کنی تا مطالبش برایت خوب جا بیفتد. (دوستان مبتلابه این توصیه را جدی بگیرند)

۷- آقای وزیری سایت دفتر تالیف را معرفی کردند و گفتند این سایت در گروه ریاضی فعال شده و در حال تکمیل است. از شما می خواهیم که در آنجا بیایید و  در مورد مشکلاتتان آنجا بنویسید تا بتوانیم بطور مستند به آنها رسیدگی کنیم. بعد پرسیدند چند نفر به اینترنت دسترسی دارند؟ دست ۱۴ نفر بالا رفت. ادامه دادند: حالا چند نفر از شماها از اینترنت استفاده می کنید؟ فقط دست ۳ نفر بالا ماند!!!! (یعنی تو این تهران و تو منطقه ۴ که جزو مناطق ضعیف هم نیست، همش ۳ نفر باید با اینترنت کار کنند؟)

۸- یک نکته تربیتی هم که کشف کردم این بود که اکثر معلمان بدون اجازه گرفتن از سخنران وسط حرف او صحبت می کردند و کلامش را قطع می کردند (چطوری روت میشه برگردی سر کلاس به دانش آموزت بگی: بی اجازه حرف نزن؟ وسط حرف من ندو! بگذار جمله ام تموم بشه بعد بپرس!!)

...

جلسه با تمام حرص خوردنهای آقای وزیری تمام شد. تازه من می خواستم در بین جلسه از ایجاد سایت برای بچه ها و نقش آن در آموزش بگویم و وبلاگ نویسی را مطرح کنم و... که دیدم اگر کلامی بر زبان آورم به کفر منسوب خواهم شد!!! و بی خیال شدم!

بعد از جلسه رفتم پیش آقای وزیری و سلام و علیک کردم و گفتم شما به جز دفتر تالیف، در کدوم مدرسه هستید و ساعات و روزهای تدریس تان چگونه است چون می خواهم سر کلاس شما بنشینم و نحوه تدریس تان را در مورد مبحث «اعداد صحیح» و همچنین مبحث «عبارتهای جبری» یاد بگیرم. (چون سر کلاس آقای داوودی هم نشستم و نحوه کار ایشان را دیده ام. (به جز جلسات دپارتمان ریاضی که با آقای داوودی داریم)
آقای وزیری ساعاتشان را گفتند و بعد پرسیدند شما کدوم مدرسه هستی؟ گفتم مدرسه ادب. پرسیدند: اسم تان چیست؟ گفتم: افشین منش.
گویا آشنایی قبلی از طریق آقای داوودی ایجاد شده بود! برگشتند گفتند: افشین منش شما هستی؟ آقای داوودی از کارهای شما برایم تعریف کردند. اون کاری که چند وقت پیش کرده بودی و برای تک تک بچه ها یک گزارش در مورد مهارتهای ریاضیاتی شان نوشته بودی خیلی کار جالبی بود. آن را ادامه بده.  (عجب دنیا کوچیکه!!)
سایت www.maths.ir و وبلاگم را به ایشان معرفی کردم و همچنین ارائه گزارشی از در دست تهیه داشتن انیمیشن هایی با نرم افزارهای «Flash» و «Swish» برای آموزش ریاضی...
شماره تماسی رد و بدل شد و قرار همکاری های بعدی گذاشته شد و جلسه به خیر و خوشی پایان یافت!
(اگر این چند دقیقه آخر نبود، واقعا با اوضاع و احوالی که از دست معلمان پیدا کرده بودم، حالم گرفته بود!)

آقای سید حامد وزیری هامانه در حال پاسخگویی به سوالات حضار

---

مدتهاست که به یک چیز اعتقاد قلبی پیدا کرده ام و آن این است که:

اگر شما هدفی را با جدیت دنبال کنید،
خداوند ، افرادی را که لازم هستند، سر راه شما قرار خواهد داد. مطمئن باشید.

...

+ میلاد - شنبه بیستم اسفند 1384 - ساعت 3:35 بعد از ظهر


همایش بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی

روز چهارشنبه ۳/۱۲/۸۴ سوار تاکسی شده بودم و داشتم از مدرسه به سمت خانه می رفتم که رادیوی تاکسی اعلام کرد:
فردا پنجشنبه ، همایش بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی از سوی فرهنگسرای علوم برگزار خواهد شد...
هرچی دقت کردیم ببینیم اطلاعات بیشتری می ده یا نه، دیدیم انگار نه انگار... خبری نیست که نیست!

خلاصه ، برنامه پنجشنبه - که شامل برگزاری کلاس های کانون ریاضیات هم می شد - را ریختیم به هم و یه جوری تنظیم کردیم که راس ساعت ۳ فرهنگسرای قانون در شهرک غرب باشیم. (اول خیابان ایران زمین شمالی)

به سالن برنامه که وارد شدیم دوربین را تنظیم کردیم و دفترچه یادداشت معروف را هم آماده تا چیزی از کف نرود! از قرار معلوم برنامه از سوی انجمن منجمان آماتور ایران برگزار می شد. (مهندس عتیقی مسئول این انجمن هستند)
برنامه ساعت ۳:۱۵ با قرائت قرآن شروع شد. ابتدا مجری برنامه حوادث سامرا را تسلیت گفت و بعد آقای دکتر علی عجب شیری زاده را معرفی کرد که برای سخنرانی بیایند (حدود  ۲۵ دقیقه الی نیم ساعت داشت سوابق علمی و شرکت در کنفرانس ها و مدارک و ... دکتر را می خواند!!!)

از هرچی سمینار که بگذریم ، از سخنرانی دکتر عجب شیری زاده نمی شه گذشت. واقعا جذاب سخنرانی کردند و با اینکه من شخصاً اطلاعات پراکنده و مبهمی راجع به اخترفیزیک و نجوم داشته و علاقه کمی به این شاخه دارم، مجذوب سخنان و اسلایدها و توضیحات ایشان شدم.

--

یک CD افلاک نما هم برای کانون فیزیک مدرسه ابتیاع نمودیم!
سپس دختر خانمی حدود نیم ساعت در مورد زندگی خواجه نصیرالدین طوسی و دستاوردهای او و تاثیر او بر دانشمندان بعدی اش سخنرانی کرد که البته سخنران بعدی - آقای فرید قاسملو - بخش اعظم سخنان او را مورد نقد قرار داد !!!!!

خانم ناهید جعفری - دانشجوی دکترای آقای دکتر عجب شیری زاده - سخنران آخر بودند و راجع به تحقیقات خودشان و رساله اشان در مورد کسوف و رصد کسوفی که در فروردین ۸۵ قرار است اتفاق بیفتد صحبت کردند. (واقعا کار این منجمین به صدم ثانیه و حتی کمتر ، وابسته است. برام جالب بود که خانم جعفری می گفت : ما هماهنگ کرده بودیم که همزمان با ما بیش از ۲۰۰۰ منجم دیگر در سایر کشورها از لحظه رویت ستاره دنباله دار هالی و نیز از مقابل هم قرار گرفتن سیاره زهره و خورشید عکسبرداری کرده و زمان را ثبت کردند و سپس اطلاعات خود را در اختیار ما قرار دادند و ما از برهم نهی این عکسها و مقایسه زمانها قطر خورشید را با دقتی از مرتبه ۸ محاسبه کردیم.)

در این سمینار دو نشریه کوچک داخلی انجمن نجوم آماتوری ایران در مورد خواجه نصیر و رویداد کسوف ۹ فروردین، در اختیار حضار قرار گرفت. و در پایان نیز آقای علیرضا وفا از منجمان آماتور ولی سابقه دار ایران، عکسهای زیبایی که از آسمان شب در نقاط مختلف ایران و نیز رصد سحابی های مختلف و کسوف و خسوف های مختلف گرفته بودند به نمایش گذاشتند که حسن ختمای جالب بر این برنامه بود.

در پایان ، انجمن منجمان آماتور ، جلسات سال ۱۳۸۴ را (که به نام سال وحدت منجمان آماتور ایران نامگذاری شده بود) با این جلسه پایان داد.

من نزدیک به ۵۱۲ مگابایت عکس و فیلم از این جلسه گرفتم که بعضی از آنها را می توانید اینجا ببینید:
۱- پوستر همایش بزرگداشت خواجه نصر الدین طوسی که برای این برنامه طراحی شده و پشت صحنه به نمایش درآمده بود. (بدلیل نور بالای محیط، شفافیت خود را آشکار نکرده است)
۲- آقای دکتر آقای دکتر علی عجب شیری زاده ، که با وجود دریای عمیق اطلاعاتی خود، در سطح فهم مخاطبان سخنرانی کردند و جذابترین سخنرانی را ارائه دادند.
۳- پلاسمای تشکیل شده در اطراف تاج خورشید. در واقع بدلیل حرارت بالا در اطراف خورشید امکان باقی ماندن گازها بصورت حالت گاز وجود ندارد و ماده در حالت پلاسما موجود است که بدلیل حرارت بسیار بالا گاه از فولاد نیز سخت تر است! (از اسلایدها و توضیحات دکتر عجب شیری زاده)

...

+ میلاد - جمعه پنجم اسفند 1384 - ساعت 9:55 قبل از ظهر