این سفر سه چهار روزه به کاشان و قمصر و اصفهان و یزد - تو این تعطیلات عاشورا و تاسوعا و ۲۲ بهمن - یه نتیجه ریاضیاتی هم برای من داشت! یعنی به یک نکته ای پی بردم.
اون نکته هم راجع به کد شهرستان ها و پیش شماره موبایل ها و پلاک ماشین ها بود. (جداً چقدر تو همین چیزهای دم دستی نکته ریاضی یافت می شه!!!)
تا حالا دقت کردید که مثلاً در تهران:
کد تهران: ۰۲۱
پیش شماره موبایل: ۰۹۱۲
پلاک جدید ماشین ها: ایران ۱۱ - ایران ۲۲
( یعنی ترکیب دو عدد ۱ و ۲ )
در اصفهان:
کد اصفهان: ۰۳۱۱
پیش شماره موبایل: ۰۹۱۳
پلاک جدید ماشین ها: ایران ۱۳
( یعنی ترکیب دو عدد ۱ و ۳ )
در مشهد:
کد مشهد: ۰۵۱۱
پیش مشاره موبایل: ۰۹۱۵
پلاک جدید ماشین ها: ایران ۱۵
( یعنی ترکیب دو عدد ۱ و ۵ )
در همدان:
کد همدان: ۰۸۱۱
پیش شماره موبایل: ۰۹۱۸
پلاک جدید ماشین ها: ایران (نمی دانم!)
در شیراز:
به همین ترتیب...
در یزد:
به همین ترتیب...
و الی آخر......
جالبه ها... نه؟
انگار برای راحتی کارهامون یه جورهایی مجبوریم تقسیم بندی های ریاضیاتی رو وارد زندگی روزمره کنیم!
از این سفر اگر خدا بخواهد باز هم می نویسم! اما مطالب غیر ریاضیاتی جالب!
همراه باشید!
...
میخواستم يه شکايت و گلهای از بعضی دوستان داشته باشم. ببينيد دوستان عزيز! اگر ما خودمان، حقوق يکديگر را در فضای مجازی رعايت نکنيم، هيچوقت نمیتوانيم متوقع باشيم که ديگران به حقوق ما-که نوشته ناشده است- احترام بگذارند.
نمیخواهم اسم وبلاگهايی که مطالب اين وبلاگ يا وبلاگ رياضيات زيباست۲ را مستقيماً در وبلاگهايشان کپی کردهاند، بياورم. چون معتقدم که اين کار باعث لطمهزدن به آبروی دوستان و از دست دادن انگيزه وبلاگنويسی برای ایشان خواهد شد. اما جداً خواهشمندم که لااقل بياييد خود ما حقوق وبلاگنويسی را محترم بداريم.
وقتی در بلاگفا يا پرشين بلاگ يا گوگل، مطالب رياضی را جستجو میکردم، موارد تقليد يا الگو برداری از رياضيات زيباست و رياضيات زيباست۲ را بصورتهای زير مشاهده کردم:
۱- کپی کردن کلمه به کلمهی متنهای من در مورد «منابع کارشناسی ارشد» از رياضيات زيباست ۲ و در مورد «منطق رياضي»، «رياضيات در خواب و بيداري» و ۵ الی ۶ مورد ديگر از رياضيات زيباست بدون ذکر منبع و در ۱ مورد با ذکر منبع بطور ناقص که به هيچوجه امکان رجوع به اين وبلاگ وجود نداشت!!!
۲- ايجاد وبلاگی با اسم «رياضيات زيباست» و با شعار وبلاگ من (هدف از وبلاگ رياضيات زيباست نشان دادن زيبايیهايی است که من تابحال.... تا دقيقاً آخرين کلمه) اما با آدرسی متفاوت در يک سرويس دهنده ديگر وبلاگ!!!
۳-ايجاد وبلاگی با آدرس اينترنتی miladmath در يک سرويس دهنده ديگر وبلاگ -که به گمانم به سبب استفاده از rate آدرس وبلاگ رياضيات زيباست در موتورهای جستجو میباشد. چون اين وبلاگ تازه تاسيس که فقط دارای يک الی دو يادداشت بود، در رتبهبندی بعضی جستجوگرها سطح ۴ الی ۷ را داشت!!! ( و جالبتر از آن برايم اين نکته خيلی تعجببرانگيز بود که نه تنها اسم نويسنده وبلاگ ، «ميلاد» نيست بلکه ايشان يک دختر خانم میباشند!!!)
۴- و موارد نه چندان کم ديگر که اکنون در ذهنم نيست...!!!
دوستان ! من هيچ ادعايی در مورد کيفيت مطالب وبلاگم ندارم که بخواهم مثلاً حق خلاقيت يا نوآوری (Creative License) برای خودم قائل باشم. اما حداقل اينطوری هستم که وقتی میخواهم يک مطلبی را در وبلاگم بنويسم، از ۲ الی ۴ هفته با اون مطلب زندگی میکنم!... در کلمات انتخابی دقت میکنم... در منابعی که به اون مطلب ربط دارند، جستجو میکنم... و بعد با نگارش خودم، برداشتم را از آن موضوع به همراه ديد و عقيده شخصی و احياناً ايدهای جديد بيان میکنم -و گاه حتی بعد از نوشتن مطلبی، باز برای ويرايش، به سراغش میآیم تا آن را روانتر و قابل استفادهتر کنم-
مثلاً اون مطلبی که در مورد منطق در چند يادداشت پيش قولش را دادهام حدود ۳ هفتهای میشود که ذهنم را مشغول کرده و يا مطلبی در مورد تناقضها و پارادکسهای رياضی نزديک به ۲ ماه است که در ذهنم مشغول صيقلکاری است و هنوز راضی به ارائه آن نشدهام. مطالب ديگر هم به همين ترتيب...
اينگونه نيستم که بيايم پای اينترنت و فیالبداهه از رياضی بنويسم. بلکه به نوع نگارش و صحت مطلب و دستهبندی مطالب موجود -که از يکجای مشخص شروع و به جای مشخصی ختم شود- حساسم. (همونطور که خيلی از شماها همينطوريد) برای همين برايم سخت است که ببينم زحمات فيزيکی ناشی از جستجوها و حاصل مشغوليتهای ذهنیام را يک نويسنده ديگر، بدون کوچکترين زحمت اضافه، واو به واو در وبلاگش آورده....
بياييم دوستانه و صميمانه متعهد شويم که چنين رويهای را در فضای مقدس علمی، باب نکنيم و حقوق حداقلی را برای هم قائل باشيم...
از اين پس اگر وبلاگی، مطلب من را بدون ذکر منبع کامل، ارائه کرد و يا به هر نحو تقليد بارزی از روند وبلاگ من داشت، ذيل همان يادداشت، به معرفی آن وبلاگ میپردازم. اگرچه اينکار برايم سخت است اما خودم را اينطور راضی میکنم که: «من به مطلب يا ايدهی خودم در يک جای ديگر از اينترنت لينک دادهام. فقط همين!»
...
چرا؟
معلومه ! چون باز یک دلیل و مدرکی دست ما دادند که سر کلاس با این بچه ها در میان بگذاریم و بهشون بگیم : بابا ! کاربرد ریاضی یعنی این! حالا هی بگید این ریاضی ای که ما می خونیم به چه دردی می خوره؟؟
و اما موضوع...
وقتی تو صف ثبت نام برای سیم کارتها ایستادی این جمله رو زیاد می شنوی:
- خدا کنه شماره من یک شماره روند بیفته!
این یعنی چی؟
یعنی راهبرد الگویابی در حل مسائل ریاضی را ، در مسائل زندگی وارد کردن!
یعنی مردم دنبال پیدا کردن یه الگو بین اعداد تشکیل دهنده شماره تلفن همراه خود هستند تا بتوانند اونو راحت تر حفظ کنند.
(البته اگه نخواند یه شماره روند رو به قیمت ۴ یا ۵ برابر بفروشند!)
باز هم مگه اینکه اقدامات شرکت مخابرات ، برای یه مدتی ، ذهن ریاضی جامعه را مشغول کنه...
بقیه دم و دستگاه ها که هیچ....!!!!!
...

